در بهمن ۱۴۰۴ در برنامهی «خطخطی»، مجری شبکه افق صداوسیما، به نحوی با کشتگان دی ۱۴۰۴ شوخی کرد، که حتی اعتراض طیف گستردهای از مسئولان کشور را برانگیخت. دادستانی تهران علیه سازندگان برنامه اعلام جرم کرد، صداوسیما بیانیه داد، سازندگان برنامه و مدیران شبکه عزل شدند و پخش برنامه متوقف شد.
جالب اینکه روز قبلش دیدم در پُستی، در تقبیح رفتار مشابهی نوشته بودند: «یادمان نمیرود که پس از شهادت سردار…، جشن و پایکوبی کردید…»
یعنی در کل، طیفهای مختلف جامعه به رفتارهای تحقیرآمیز و تمسخر و بیاعتنایی به کرامت انسانی حساس هستند؛ چیزی که من لُمپنیسم مینامم. پس چرا با وجود این حساسیت، این نوع رفتارها تکرار میشوند؟
نکته این است که هر فرد یا جریانی برای هوادارانش قهرمان و برای مخالفانش ممکن است شرور باشد. بنابراین تحقیر فقط احساس فردی را جریحهدار نمیکند، بلکه هویت جمعی را نیز زیر سؤال میبرد. این باعث میشود که حتی پاسخ تحقیرآمیز به ظالم نیز طرفداران او را به تلافی دعوت کند.
لُمپنیسم، انتخاب هر طرف که باشد، لُمپنیسم است. هر کسی دیگری را تحقیر کند، فارغ از اینکه حق با کی باشد، بذر کینه میکارد و احتمال تلافی را افزایش میدهد.
بنابراین تحقیر فقط چرخهی خشونت را بازتولید میکند.
پس بهتر است برای جلوگیری از تکرار این چرخه، با مدیریت خشم از تحقیر دیگران خودداری کنید؛ حتی وقتی در ظلم آشکار قرار دارید.







