پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

«مثلث کارپمن» یا «مثلث درام»: یک مدل کهن‌الگویی برای حل تعارض

مثلث درام یا مثلث کارپمن یکی از مدل‌های مطرح برای حل تعارض در سازمان‌هاست که نشون میده سه نقش اصلی قربانی، شرور و قهرمان چطور در یک چرخه معیوب به تعارض ادامه میدن.

خواندن‌ش این‌قدر زمان می‌برد:

2–3 دقیقه
تصویر بتمن در نقش قهرمان، جوکر در نقش شرور و یک آدم ناراحت که دست‌ش را روی صورت‌ش گرفته در نقش قربانی، برای توضیح مثلث کارپمن یا مثلث درام در حل تعارض

انتشار:

به‌روزرسانی:

مثلث درام یا مثلث کارپمن

«مثلث درام» یک مدل مبتنی بر کهن‌الگو یا آرکتایپ است که استیفن کارپمن ارائه کرده، بنابراین به آن «مثلث کارپمن» هم گفته می‌شود.

مدل‌های کهن‌الگویی از ادبیات داستانی الهام گرفته شده‌اند و به همین دلیل فهم‌شان بسیار ساده است. هر کسی طی زمان کهن‌الگوهای مختلفی را تجربه می‌کند و در دوره‌هایی نقش برخی کهن‌الگوها غالب‌تر است.

در بعضی مدل‌ها، مثل مدل یونگ، فرد یک مسیر خطی را طی می‌کند، به‌نحوی‌که کهن‌الگوها ترتیب دارند و معیاری از پیش‌رفتگی/پیچیدگی افراد هستند.

اما برخی از مدل‌ها توالی مشخصی ندارند. یعنی افراد بسته به شرایط، نقشی متناظر یک کهن‌الگو را ایفا می‌کنند. مدل کارپمن هم یک مثلث متشکل از سه کهن‌الگو را معرفی می‌کند و می‌گوید هر کسی در این مثلث بیفتد، دائم بین این سه‌تا وادار به نقش بازی‌کردن می‌شود.

نقش قهرمان

وقتی احساس می‌کنیم باید شخصا برای کسی به آب‌وآتش بزنیم، احتمالا در دام «مثلث درام» افتاده‌ایم و درگیر نقش قهرمان شده‌ایم. پس فکر می‌کنیم که قهرمانی هستیم که وظیفه‌دارد و می‌تواند قربانیانی را از شر شرورها نجات دهد.

نقش قربانی

وقتی احساس می‌کنیم دیگرانی هستند که قصد دارند ما را بیچاره کنند هم احتمالا در مثلث درام گیر افتاده‌ایم. پس برای اینکه قهرمانی را پیدا کنیم که بیاید و ما را نجات دهد، داستانی یک‌جانبه درست می‌کنیم تا دل شنوندگان را به رحم آورد، بلکه کمکی کنند.

نقش شرور

شرور کسی است که از دید دیگران در حال صدمه زدن است. به این ترتیب، حتی قهرمان، از زاویه دید شرور، شرور محسوب می‌شود! چون دارد علیه او کار می‌کند! پس شرور هم نزد هواداران خود قهرمان شمرده‌می‌شود و حتی پس از مداخله‌ی قهرمان، ممکن است قربانی به‌شماربیاید!

حل تعارض از طریق خروج از مثلث کارپمن

نکته مهم این است که این مثلث بقیه را هم می‌کشد داخل خودش و افراد درگیرش را در نقش‌هایی مقابل هم قرار می‌دهد.

اما در منابع متأخر دیگری در شبکه‌های اجتماعی، دیده‌ام که برای خروج از مثلث درام، روش‌هایی را پیشنهاد داده‌اند. من سه حالت را به شرح زیر جمع‌بندی کرده‌ام:

  • قربانی تصمیم بگیرد منتظر قهرمان نماند و خودش شرایط خودش را بهبود دهد.
  • قهرمان به جای اینکه شخصا مداخله مخاطره‌آمیز کند، طی یک فرایند اجتماعی/فرهنگی به بهبود اوضاع کمک کند.
  • شرور به جای اینکه نارضایتی خود را با ناهنجاری بروز دهد، فرهنگ متعارف و عدالت را به چالش بکشد.

در تصاویر زیر، سعی کرده‌ام مرحله‌مرحله توضیح دهم که چرا خروج از مثلث کارپمن، خودبه‌خودی نیست و حل تعارض بین نقش‌ها نیاز به اراده و تصمیم دارد.


توصیه

برای اجتناب از تعارض منافع، پیشنهاد می‌کنم همیشه به کاری مهم و اساسی مشغول باشید که علاوه بر نفع شخصی، منفعت عمومی دارد. برای حل تعارض بین دیگران نیز ایشان را به دیدن تصویر کلان و نفع جامعه دعوت کنید. به عبارت دیگر، به جای اینکه مثل شاهین‌های درنده بر سر منابع بجنگید، مثل قُمری‌ها از درگیری بپرهیزید و منابع را بین جمعیت تقسیم کنید. در غیر این صورت، تعارض منافع اشخاص، روایت‌های یک‌جانبه را دامن می‌زند و داستان (درام) ادامه می‌یابد.