پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

توجیه: فرایند کلاه‌گذاشتن سر خود

توجیه وجه منفی متقاعدسازی است، زمانی که می‌دانیم حق با ما نیست، اما سعی‌می‌کنیم رفتار یا تصمیمی را به‌اندازه‌ی‌کافی خوب جلوه‌دهیم.

خواندن‌ش این‌قدر زمان می‌برد:

1–2 دقیقه
تصویرسازی سینا افشاری‌نیا از یک آدم چاق بی‌خیال که روی صندلی راحتی نشسته و داره خودش رو توجیه می‌کنه که اگه ملت غذا ندارن، برن رستوران یا از بیرون غذا بگیرن.

انتشار:

به‌روزرسانی:

توجیه دیگران

پیش از انقلاب کبیر فرانسه، درباریان به ماری آنتوانت مراجعه کردند و اطلاع‌دادند که «ملت نان ندارند بخورند»، جواب داد «اگر نان ندارند بیسکوییت بخورند.».

سؤال: آیا ماری آنتوانت واقعا قصد توجیه داشته؟ یا انقدر کم‌فهم بوده؟ یا لج‌بازانه جواب داده؟

سؤال بعدی: چه فرقی دارد؟

موضوع این است که آن آدم، پیش از اینکه بتواند چنان پاسخی بدهد، خودش را توجیه‌کرده‌بوده. یعنی به‌نوعی با خودش به صلح رسیده‌بوده! یعنی توانسته‌بوده به خودش بقبولاند که فقر ملت ربطی به او ندارد و لازم نیست بابت‌ش به کسی پاسخگو باشد.

با این توضیح، فرقی ندارد که به مقصود خود می‌رسیم، یا مثل ماری آنتوانت افتضاحی اجتماعی به‌بارمی‌آوریم. هربار که تلاش‌می‌کنیم دیگران را توجیه‌کنیم، پیش از آن خودمان را توجیه‌کرده‌ایم.

توجیه خود

انسان برای حفظ «تصویر از خود» واقعیت را در ذهن خود بازنویسی‌می‌کند. اگرچه یکی از کارکردهای این بازنویسی، حذف اطلاعات غیرضروری از حافظه‌ی کوتاه‌مدت و ثبت موارد قابل یادگیری در حافظه‌ی بلندمدت است، اما در بسیاری از مواقع، ما در مواجهه با دیگران هم همین نسخه‌ی بازنویسی‌شده را بازگو می‌کنیم!

شاید بگویید دلایلی که برای توجیه کارهای‌مان می‌آوریم پُر بی‌راه نیستند… [اما] داریم رفتاری را توجیه‌می‌کنیم که می‌دانیم اشتباه است، تا بتوانیم خودمان را همچنان همان آدم صادق و درستکار پیشین بدانیم؛ نه دزد و خلافکار. اشتباه‌مان چه به کوچکی جوهرریختن روی روتختیِ هتل باشد، چه به بزرگی اختلاس، سازوکار توجیه‌کردن خودمان در همه‌حال یکی است.

کرول توریس و الیوت آرونسن، کتاب «کی بود کی بود؟»، ترجمه‌ی سما قرایی، نشر گمان

جمع‌بندی

یک مدیر می‌تواند به نشانه‌های ضعیف محیطی بی‌توجهی‌کند و پس از مواجهه با بحران، با روایت‌های مغرضانه تصمیمات بد خود را توجیه‌کند… طرفین جنگ درگیری را بدیهی جلوه‌می‌دهند درحالی‌که طبق نظریه‌ی بازی شاهین-فاخته، گاهی پاسخ بهینه به تهاجم، فرار است… روابط‌عمومی شرکت‌ها شکست کسب‌وکار را به عوامل محیطی نسبت‌می‌دهند درحالی‌که گاهی استراتژی بهینه، خروج بوده‌است.

یعنی ما اول در ذهن خودمان بی‌گناه می‌شویم، بعد داستانی با روایتی تازه خلق‌می‌کنیم. به‌عبارت‌دیگر گاهی با اینکه می‌دانیم حق با ما نیست، تلاش‌می‌کنیم دیگران را برای پذیرش تصمیم‌ها و رفتارهای غلط‌مان متقاعدکنیم.

چون پیش‌تر خودمان را قانع‌کرده‌ایم که به‌اندازه‌ی‌کافی خوبیم و اگر کم‌وکاستی داریم، حتما موجّه است.