پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

نبرد دو جنس: توافق با هدف حفظ رابطه

بازی نبرد جنسیت حالتی را توضیح می‌دهد که طرف‌های مذاکره ترجیح می‌دهند امتیاز نابرابر بدهند تا بتوانند در بلندمدت رابطه را حفظ کنند.

خواندن‌ش این‌قدر زمان می‌برد:

4–6 دقیقه
مدل‌سازی ریاضی از نبرد جنسیت

انتشار:

به‌روزرسانی:

نام‌گذاری نبرد دو جنس

چرا نبرد دو جنس (به انگلیسی: Battle of the Sexes)؟ چون این مدل نظریه‌ی بازی درباره‌ی توافق را معمولا با مثال یک زوج مطرح می‌کنند. یک زوج را در نظر بگیرید که با وجود داشتن سلایق و علایق مختلف، مجبور می‌شوند درباره‌ی موضوع سرگرمی با هم توافق کنند تا بتوانند اوقات فراغت‌شان را با هم بگذرانند و رابطه را در بلندمدت حفظ کنند. مثلا یک تلویزیون موجود است. پسر دوست دارد فوتبال تماشا کند، همان ساعت دختر می‌خواهد یک کانال دیگر را ببیند. با حالت‌های مختلفی ممکن است یکی به نفع دیگری کوتاه بیاد یا اینکه به نحوی بینابینی توافق کنند.

طبعا تقلیل دادن این نوع توافق برای حفظ رابطه در بلندمدت، به نبرد دو جنس و دعوای زن و شوهری ساده‌انگارانه است. بسیاری از امتیازات نابرابری را که کشورها برای حل مسالمت‌آمیز یک موضوع استراتژیک می‌دهند مصداق همین مدل است.

اولویت حفظ رابطه

در مدل نبرد دو جنس، عموما چیزی که باعث می‌شود دو طرف با هم توافق کنند یا اینکه به نفع یکدیگر کنار بکشند، این است که ارزش حفظ رابطه در بلندمدت زیاد است. بنابراین تلاش می‌کنند به جای پیروزی در کوتاه‌مدت، طرف مقابل را «همراه» نگه دارند. وقتی ذهنیتِ پیروز شدن در کار نباشد، هر دو طرف سعی می‌کنند منافع به شکل مسالمت‌آمیز تقسیم شود.

از سوی دیگر گاهی پرهیز از پیامدهای محیطی باعث اولویت پیدا کردن حفظ رابطه می‌شود. به عبارت دیگر، خیلی وقت‌ها تأثیر حضور تماشاچی بر اینکه رقابت شکل بگیرد یا توافق، بیشتر از ارزش خود رابطه است! یعنی گاهی یک رابطه‌ی کم ارزش حفظ می‌شود تا سایر روابط وابسته به آن از دست نروند… قاعدتا حتی در سطح بین‌المللی بسیاری از توافق‌های کشورها متأثر از وجود نهادهای خبری و واکنش‌های جوامع دیگر است.

نبرد دو جنس با اطلاعات نابرابر

اطلاعات نابرابر در زمان توافق، احتمال سوءتفاهم و سوءاستفاده و درنتیجه شکست رابطه در بلندمدت را تشدید می‌کند. مثلا در روزی که پسر منتظر فوتبال است، رویداد مهمی وجود دارد که باعث خواهد شد فوتبال را پخش نکنند. پسر این را نمی‌داند. اما دختر از این موضوع مطلع است و وانمود می‌کند که پذیرفته به جای برنامه مورد علاقه‌ی خودش، فوتبال را ببینند! به این ترتیب، ظاهرا پسر یک نوبت خود را خرج کرده. حالا فرض کنید بعد از این توافق و قبل از رسیدن ساعت فوتبال، پسر هم متوجه می‌شود که از پخش فوتبال خبری نخواهد بود. سه حالت پیش می‌آید:

  • یا به نفع دختر که درخواست‌ش را پذیرفته بوده، نوبت خود را می‌سوزاند،
  • یا وقتی ساعت فوتبال رسید، به بهانه‌ی اینکه قبلا آن زمان را رزرو کرده بوده، برنامه‌ی دیگری را جایگزین می‌کند،
  • یا فورا موضوع را به دختر می‌گوید تا اعتبار خودش را نسوزاند.

ما در مثال بالا می‌دانیم که دختر سوءاستفاده کرده. بنابراین تصور کنید که پسر بعدا متوجه این سوءاستفاده شود… به هر حال احتمال سوءاستفاده وقتی بیشتر می‌شود که یکی از طرفین، قبل از دیگری امکان تصمیم‌گیری و اقدام داشته باشد (حالت پویا). در حالت پویا، طرف دوم مجبور خواهد شد برای حفظ رابطه، بر اساس تصمیم و اقدام طرف اول رفتار کند. در مثال بالا، دختر زودتر مطلع شده و زودتر توانسته تصمیم بگیرد که برای همراهی در دیدن فوتبال امتیاز بگیرد یا نه.

نداشتن دسترسی به طرف مقابل

حالا فرض کنیم هیچ‌کدام از طرفین، قصد امتیاز گرفتن از دیگری را ندارند. اما تصمیم نهایی را با هم توافق نکرده‌اند و برای توافق، به هم دسترسی ندارند.

مثلا پسر می‌خواهد تا بلیط‌ها تمام نشده، یا بلیط سینما بگیرد یا تئاتر. ولی دسترسی به دختر ندارد. می‌داند که برای دختر هم همین که با هم باشند اولویت دارد. با این حال می‌داند که دختر اصولا تئاتر را ترجیح می‌دهد و می‌داند که دختر می‌داند که خودش (یعنی پسر) فیلم را ترجیح می‌دهد. حالا مسئله اینجاست که محل تئاتر در جای مناسبی نیست و رفت‌وآمد به سالن تئاتر، برای دختر راحت نخواهد بود. پسر باید بلیط کدام را بگیرد؟ اگر فرض کنیم هیچ امکان تماسی وجود نخواهد داشت، دختر در ساعت مقرر، می‌رود سینما چون حدس میزند که پسر آن را که خودش دوست دارد انتخاب کرده؟ یا می‌رود به سینما چون حدس می‌زند پسر تئاتر را که رفت‌وآمدش برای دختر سخت است انتخاب نمی‌کند؟ یا می‌رود به تئاتر چون حدس می‌زند پسر برای خوشایند دختر، آن را انتخاب می‌کند؟

در این مثال، طرفین باید مرتبط با پریدن به آینده و تصور سناریوهای مختلف حدس بزنند که احتمال کدام رفتار بیشتر است. یعنی عملا یک درخت احتمالات درست کنند و ببینند کدام شاخه‌ها وزن بیشتری دارند.

یک چنین مدل‌سازی رادیکالی، می‌تواند به پیشگیری از تعارض کمک کند. یعنی قبل از تصمیم‌گیری با خودمان متعهد شویم که قصد پشیمانی و توافق مجدد نداریم. این به‌ویژه برای وقتی که یک تصمیم مهم باید بگیریم و از پیامدهای تصمیم‌مان مطمئن نیستیم بسیار کمک‌کننده است. مثلا فرزندم را در کدام مدرسه ثبت‌نام کنم تا بعدا پشیمان نشوم؟

توصیه

در این مدل، مسئله‌ی برد و باخت مطرح‌نیست. بلکه موضوع هماهنگ‌شدن است. پس همیشه قبل از مذاکره باید ببینید اولویت با حفظ رابطه است یا شکست‌دادن طرف مقابل.

در فارسی ضرب‌المثل‌های جالبی درباره‌ی اهمیت توافق داریم. مثلا: «کوه به کوه نمی‌رسه، اما آدم به آدم می‌رسه.» یا «گذر پوست به دباغ‌خونه می‌افته.». پیشنهادمی‌کنم قبل از هر مذاکره یا هر رقابتی، اول درنظربگیرید که ممکن‌است رابطه در همین نقطه به‌پایان‌نرسد. این کمک‌می‌کند بتوانید ارتباط انسانی‌تری را رقم‌بزنید.

  • اولویت‌ها را تصریح‌کنید.
  • قواعدی را برای جبران ازخودگذشتگی‌ها پیش‌بینی‌کنید.
  • زمانی که اطلاعات نامتقارن است، تلاش‌کنید شفافیت ایجادکنید.