پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

داستان حمله‌ی تیرکس همزمان با بمباران

داستان تماشای فیلم دنیای ژوراسیک در جنگ رمضان همزمان با بمباران.

خواندن‌ش این‌قدر زمان می‌برد:

1–2 دقیقه
صحنه‌ای از فیلم «ژوراسیک تولد دوباره» که در آن یک تیرکس وارد رودخانه شده تا به یک قایق بادی حمله کند. داخل قایق بادی یک پدر و دو فرزندش حضور دارند و دارند تلاش می‌کنند پارو بزنند تا فرار کنند.

انتشار:

به‌روزرسانی:

از یک ساعت پیش مشغول تماشای فیلم ۲۰۲۵ «ژوراسیک: تولد دوباره» بود که صدای جنگنده‌ها در آسمان، به صدای جیغ بازیگران فیلم و نعره‌ی دایناسورها اضافه‌شد. همزمان دوباره صدای بحث و بررسی موقعیت بحران از خانه‌ی همسایه‌ی پایین شروع‌شد. ۱-۲روز بود که بچه‌های‌شان اصرارمی‌کردند شهر را ترک‌کنند و هر بار که صدای جنگنده یا انفجار بمب می‌آمد، صدای ایشان بلندتر می‌شد: «اومد… زد، زد… داره باز می‌زنه… اخبار میگه جنگ ادامه داره… باید بریم…». پنجره‌ها باز بود و صداها خیلی واضح شنیده‌می‌شد.

اواخر تابستان، از تبعات جنگ دوازده‌روزه، همسایه طبقه بالا مجبورشد وان حمام‌شان را تعمیرکند تا احتمال سُرخوردن‌شان در موقعیت بحران کم‌شود. این تعمیرات باعث‌شده‌بود لوله‌ی شوفاژ بترکد و آب از کف طبقه بالا، به پایین نشت‌کند. چند ماه طول‌کشیده‌بود تا بوی نم به طور کامل برود. اوایل زمستان که امکان گچ‌کاری و نقاشی فراهم‌شد، اوضاع اجتماع به‌هم‌ریخت و تعمیرات به‌تعویق‌افتاد. بعد از چندنوبت بدقولی گچ‌کار و نقاش، جمعه‌ی قبل از جنگ رمضان، گچ‌کار آمد اما نقاشی افتاد به زمان جنگ! بنابراین آن شب به‌خاطر بوی رنگ، پنجره‌ها باز بودند و صدای جنگنده و بحث همسایه‌ بلندتر از همیشه شنیده‌می‌شد!


فیلم به مهیج‌ترین سکانس رسیده‌بود. پدری با سه فرزندش تلاش‌می‌کردند با قایقی بادی از یک تیرکس ۱۴متری فرارکنند. همزمان، صدای جنگنده در آسمان نزدیک و نزدیک‌تر شد و درست وقتی‌که تیرکس دهان‌ش را بازکرد تا قایق را ببلعد، صدای انفجار یک بمب در فاصله‌ای نزدیک، ساختمان را به‌شدت لرزاند:

تولد دوباره‌ی ژوراسیک میان فریاد ترس همسایه‌ها، زوزه‌ی جنگنده‌ها، انفجار پیاپی بمب‌ها و خانه‌ای که از بمباران می‌لرزید!