به نظرم یکجانشینی (کار دفتری) از زمانی شروع شد که آدم نقاشی (پرزنتیشن) رو یاد گرفت:
یه عده که تجربه شکار داشتن و اتفاقا از نقاشی هم سردرآوردن، سعی کردن دیوارنگارههایی در غارها بکشن (دوره آموزشی).
بعدا این تبدیل شد به یه روال در فصلهای سرد (رکود) و به همین دلیل تعداد غارهایی که دیوارنگاره دارن زیاد شد (آموزشگاه) و حتی این دیوارنگارهها اسم تخصصی پیدا کرد: غارنگاره (پکیج).
اما اونها که شکار رو از شکار یاد گرفته بودن، شکارچی شدن (کاسب) و اونها که شکار رو از غارنگاره یاد گرفته بودن، منتظر موندن (کارمند) در غار تا شکار بیاد .
خلاصه
اگر شما هم منتظر نشستین تا تأیید فعالیتهاتون رو بگیرین، بیکار نمونین. تخمه بشکنین.





