فرق خلاقیت با ایدهپردازی و نوآوری
خلاقیت فرایندی است که با ایدهپردازی شروع میشود. بعد از بین ایدهها بهترینها انتخاب میشوند و به یک پدیده ملموس یا قابل انتقال، که اغلب حس و حال هنری یا هنرمندانه دارد، تبدیل میشوند. پس خروجی فرایند خلاقیت میتواند موارد مختلفی باشد:
- چارچوب مفهومی
- راهحل
- متن یا سخنرانی
- یک تجربهی طراحیشده
- یک محصول
اگر شرط «ملموس یا قابل انتقال بودن» خلاقیت را بپذیریم، ایدهپردازی فقط یکی از اجزای آن میشود؛ این که بگردی دنبال ایدههای مختلف. اما هر ایدهپردازی به خلاقیت نمیانجامد؛ چون بسیاری از ایدهپردازیها بدون درنظر گرفتن محدودیتها و بدون هدف واقعی برای خلق انجام میشوند.
نوآوری این است که چیزی را به یک نسخهی «کاربردی بهبودیافته» تبدیل کنی. بههمین دلیل وقتی خلاقیت در یک محصول مهندسی به بهبود کارکرد آن منجر شود، معمولا آن را نوآوری مینامند.
فرایند خلاقیت
خلاقیت فرایندی است که در آن برای تولید امکانها واگرا فکر میکنیم، بعد در انتخاب، پالایش و تبدیل آنها به خروجی، همگرا فکر میکنیم.
اما در نگاه عمومی، خلاقیت یک فرایند واگرا است. بههمین دلیل یکی از چیزهایی که در فرایند خلاقیت توصیه میشود، فرا رفتن از چارچوبهاست. اصطلاح Think Out of the Box بسیار معروف است. به همین دلیل اکثرا از تکنیک طوفان فکری استفاده میکنند که یکی از معروفترینها برای خروج از چارچوب است. اما اشکال اینجاست که معمولا فقط تعدادی گزاره و عبارت و ایده پراکنده نصیبشان میشود! بنابراین از دید من، این فراتر رفتن از چارچوب، جای تفکر و تعمق دارد.
واگرایی و همگرایی در خلاقیت
در بسیاری از تکنیکهای خلاقیت مثل «نیلوفر آبی» و «SCAMPER» برای اینکه بتوانی ایدهها را به شکل ملموس به دیگران منتقل کنی، باید از بین انتخابهای بیشمار، تصمیم بگیری روی چه چیزی تمرکز کنی. این تمرکز باعث میشود به جزئیاتی توجه کنی که برای دیگران، دور ذهن بوده.
دیگران نمیدانند شما روی چه جزئیاتی متمرکز شدهاید، اما همان دامنه هم از دید ایشان واگرایانه و خارج از چارچوبهای ذهنیشان بهحساب میآید. چرا؟ چون دیگران به اندازه تو روی موضوع تمرکز نکردهاند. درنتیجه جزئیات به ذهنشان نرسیده، یا از این زاویهای که تو نگاه کردی به موضوع توجه نکرده بودند.
به عبارت دیگر این تکنیکها ابتدا گزینهها را زیاد میکنند، بعد با حذف و پالایش گزینهها انتخابها را محدود میکنند. این موضوع واگرایی و همگرایی توأمان فرایند خلاقیت را توضیح میدهد.
ارتباط ابزار و فرم و محتوا
یکی از محدودیتهایی که در فرایند خلاقیت وارد میشود، فرم است. یکی دیگر، ابزارهای در دسترس است. ابزار و فرم و محتوا – اعم از متنی و ویدئویی و صوتی – درهمتنیدهاند و هیچکدام مقدم یا مهمتر نیست. یعنی حتی نویسندهای که ادعا میکند بیتکنیک فقط شروع میکند به نوشتن، ممکن نیست مغزش ناخودآگاه از یک الگویی تبعیت نکرده باشه. به این ترتیب، شناختن تنوعی از الگوها کمک میکند هرکسی به مرور، الگوی بهینه را برای خودش پیدا کند.
خلاقیت در دیزاین
اگرچه ایدهپردازی معمولا واگرا است، اما وقتی پای دیزاین وسط باشد، ضروری است خلاقیت در چارچوب نیاز کارفرما باشد. وقتی کارفرمایی دارید که برندبوک دارد، یا محدودیتهایی را اعلام کرده، شما خط قرمزهای او را در دیزاین رعایت میکنید.
مثلا وقتی قرار است برای کارکنان یک سازمان هدیه سازمانی طراحی کنید، دامنهی انتخابها بسیار گسترده است. اما باید خلاقیت خود را با ویژگیهای کارکنان و خواستههای مدیران همنوا کنید. این باعث میشود که کل فرایند خلاقیت را در محدودهی مشخصی متمرکز کنید.
با این دید، خلاقیت در دیزاین نیز در عین واگرایی در ایدهپردازی، نهایتا به سوی محدودیتهای دموگرافیک مخاطبان و ملاحظات فرهنگی و اجتماعی، امکانات و بودجه، همگرا میشود.
جمعبندی
خلاقیت صرفاً یک فرایند واگرا نیست؛ بلکه رفتوبرگشتی است میان گسترش گزینهها و محدود کردن آنها. عوامل متعددی موجب محدودیت در خلاقیت میشوند؛ عواملی که بهویژه در دیزاین اهمیت استراتژیک دارند. یکی از ویژگیهای افراد خلاق این است که میتوانند در عین رعایت ملاحظات و محدودیتها، نتیجهای درخور خلق کنند.




