پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

هنر کینتسوگی: وقتی که «آفریدن» و «بازآفرینی» هر دو مهم هستند

هنر کینتسوگی بند زدن چینی شکسته با استفاده از طلا است. این کار باعث می‌شود همزمان تولید و مرمت مهم باشند.

خواندن‌ این این‌قدر زمان می‌برد:
2–3 دقیقه
تصویری از یک نمونه کینتسوگی برای توضیح تحول سازمانی دموکراتیک در زمان تغییر مدیریت

انتشار:

به‌روزرسانی:

کینتسوگی

ژاپنی‌ها هنری دارند به اسم کینتسوگی که در واقع بندزدن ظرف شکسته است با طلا. این هنر برگرفته از آن مکتب مرمت آثار تاریخی است که سیر تحولات یک اثر را بخشی از طبیعت آن می‌داند. این مکتب می‌گوید حتی اگر موفق شویم یک ظرف چینی را به‌نحوی بند بزنیم که جای اتصال مشخص نباشد و مثل روز اول‌ش شود، باز هم یک ظرف تعمیرشده داریم و از اصالت اولیه‌ی ظرف خبری نیست! پس چه بهتر که بندزن، رد هنر مرمت را بر روی اثر بگذارد.

چرا کینتسوگی مهم است؟

کینتسوگی نوعی بازآفرینی ارزش است، نه صرفاً استفاده مجدد. در کینتسوگی شکست پنهان نمی‌شود، بلکه شکستگی با طلا بند می‌خورد، به بخشی از زیبایی اثر تبدیل می‌شود و آن را وارد چرخه‌ی عمر تازه‌ای می‌کند. با همین فلسفه، برای اینکه یک اقتصاد چرخشی در هنر سرامیک پدید بیاید، بندزنی را با استفاده از فلزی ارزشمند مثل طلا انجام می‌دهند. به این ترتیب هم نقش هنرمند جدید، هم نقش خالق اولیه حفظ می‌شود. این در بلندمدت موجب می‌شود چینی‌های شکسته به‌جای تبدیل شدن به زباله، دوباره وارد چرخه استفاده شوند. بندزن‌ها نیز از یک کارگر فنی، به هنرمند صاحب سلیقه تبدیل شوند.

پارادایم‌های مرمت

در حوزه مرمت آثار تاریخی سه مکتب یا پارادایم اصلی وجود دارد:

  • حتما معلوم باشد به اصل اثر دست زدی.
  • اصلا معلوم نباشد مرمت کردی تا افراد، همان جزئیاتی را که در اثر اصلی بوده ببینند.
  • اصلا به آثار هنری-تاریخی دست نبری، حتی مثلا خزه‌ها را از نمای ساختمان پاک نکنی.

یک عده هم اساسا به مرمت پایبند نیستند و در پارادایم تخریب و نوسازی به دنیا نگاه می‌کنند.

پارادایمفلسفهپیام اصلی
آشکار بودن مرمتصداقت تاریخیپذیرش تغییر
نامرئی بودن مرمتبازسازی اصالتحفظ تجربه اولیه
عدم مداخلهحفاظت مطلقپرهیز از دستکاری
تخریب و نوسازیگسستآینده‌گرایی رادیکال

توصیه

در برنامه‌ریزی برای منابع، داشتن چشم‌اندازی مؤثر برای بازآفرینی ضروری است. یعنی پیشنهاد می‌کنم مثلا

  • در استفاده مجدد از دورریز کاغذ و مواد غذایی و آب آشامیدنی
  • در اهدای هدایای سازمانی
  • در خرید تجهیزات مبلمان و سخت‌افزار کامپیوتر

فکر این باشید که پس از طی شدن عمر مفیدشان، این‌ها را چه‌طور می‌توانید به چرخه‌ی مصرف بازگردانید. در این صورت، احتمالا از ابتدا در خرید اجناسی که قابلیت بازآفرینی ندارند، تجدیدنظر می‌کنید. ضمنا در این راستا، می‌توانید مدیران ارشد سازمان‌تان را هم از طریق موضوع مسئولیت اجتماعی در این امر درگیر کنید.

همچنین درک فلسفه‌ی هنر کینتسوگی می‌تواند به درک چگونگی تحول دموکراتیک کمک کند. تحول می‌تواند به قصد بازآفرینی صورت گیرد و جزوی از طراحی ساختار سازمانی باشد، نه صرفا یک شعار برای انگیزش کارکنان و جلوگیری از فرسودگی شغلی! با این رویکرد، در جریان تحول سازمانی اصالت کارهای قبلی را حفظ می‌کنید، در عین حال برای تصمیمات جدید هم اصالت قائل می‌شوید. به این ترتیب، همه‌ی اعضای سازمان می‌دانند روشی که در جهت منافع عمومی به‌کار می‌برند دیده و ماندگار خواهد شد.

همچنین وقتی در کار اشتباهاتی رخ می‌دهند، مصداق طلا گرفتن شکست‌ها چه می‌تواند باشد؟ یادگیری سازمانی و ثبت درس‌آموخته‌ها بدون سرزنش‌ بدون پنهان‌کاری، بدون انکار واقعیت.

سازمان بالغ شکست را پنهان نمی‌کند، بلکه آن را با طلاکوب در تاریخچه خود ثبت می‌کند.