پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

داستان هوم‌آفیس برای دورکاری

داستان کارمندی که برای دورکاری تولید محتوا شرایط لازم رو نداره و ازش خواسته شده در دوره تعطیلی‌های قرنطینه کرونا، در خونه کار کنه.

داستان هوم آفیس کسی که هوم داشت آفیس نداشت

انتشار:

به‌روزرسانی:

وقتی تعطیلی‌های کرونا در اسفند ۱۳۹۸ شروع شد، رییسِ موسسه ترجیح داد که کارشناس تولید محتوا رو به شرط دورکاری نگه داره. قرار شد من این شرط رو بهش بگم.

گفتم «برای این چند روز باقی‌مونده تا عید، گفتن باید دورکاری کنی. می‌دونی برای دورکاری چی لازم داری؟»

با لبخند گفت «حالا یه کاری‌ش می‌کنم.»

فکر کردم می‌خواد سعی کنه باهوش یا بامزه به‌نظربرسه؛ پرسیدم «هوم‌آفیس داری؟»

جواب داد «هوم دارم. آفیس ندارم!»


اکثر شرکت‌ها و آژانس‌هایی که در حوزه دیجیتال مارکتینگ و مدیریت پیج‌های اینستاگرام و طراحی پوستر و کارت ویزیت و ست اداری و کپی‌رایتینگ می‌شناسم، به طور مداوم و متناوب، از نیروهای فریلنسر دورکار برای کارهاشون استفاده می‌کنن. بنابراین با مدیریت کردن نیروهای دورکار آشنا هستن. این کمک می‌کنه که بتونن به نیروهای حضوری تمام‌وقت‌شون ثابت‌شون هم گاهی اجازه بدن خونه بمونن و دورکار باشن.

اون آدم‌هایی که فریلنسر یا دورکار هستن، به این طرز کارکردن عادت دارن: هر وقت می‌خوان بیدار میشن، لباس راحت می‌پوشن، هر وقت و هر موسیقی که می‌خوان رو گوش میدن. این‌ها یا هوم‌آفیس دارن، یا به هر شکل، شرایط خونه‌شون برای دورکاری مساعده. حتی خیلی‌هاشون قیمت خدمات و دستمزدشون رو بالاتر می‌گیرن، چون دارن از کامپیوتر و برق و اینترنت و ابزارهای خودشون استفاده می‌کنن.


حالا اینجا مسئله چی بود؟

این بنده‌خدایی که ناگهان قرار شده بود دورکاری کنه، قبل از پیوستن به مؤسسه، درشغل تولید محتوا کار نکرده بود. بنابراین نه‌تنها در اثر حضور در مؤسسه از چیزهایی که می‌شنید و از مشورت‌هایی که می‌گرفت برای ارائه‌ی کارش کمک می‌گرفت، بلکه با دورکاری و مناسبات توی خانه کار کردن هم بیگانه بود. با حقوق کم راضی شده بود استخدام بشه تا بتونه در حوزه‌ی تولید محتوا مهارت کسب کنه… فکر کرده بود داره وارد یه کار خلاق میشه که آزاده برای خلاقیت و پیشرفت. اما به مرور زمان فهمیده بود اون‌قدری که انتظار داشته، آزادی عمل و انتخاب نداره و برای هر چیزی باید تأیید بگیره. پس مونده بود با یه شغلی که انتظاراتش رو برآورده نمی‌کرد و تازه باید براش دورکار هم میشد!

سنش کم بود؛ حدود ۲۵. فرزند بزرگ خانواده بود با اختلاف سنی زیاد. یعنی بچه‌های خیلی کوچیکتر از خودش توی خونه داشتند. درواقع اون هوم بدون آفیسی که داشت، هوم پدر و مادر و برادر و خواهرش بود. مدرسه‌ها تعطیل و بچه‌ها خونه بودن. خونه خیلی بزرگ نبود. ایشون خودش اتاق مستقل نداشت. اصولا هم به قول خودش در محیط مؤسسه، بهتر تولید محتوا می‌کرد، چون لپتاپ خودش به خوبی کامپیوتر مؤسسه نبود.

خوشبختانه در گام اول، موسسه پذیرفت که تجهیزات کار نیروهای دورکار رو براشون تامین کنه. ولی در گام بعدی، یعنی شب عید که باید حقوق و عیدی رو پرداخت می‌کردند، مدیر موسسه احساس کرد دیگه زیادی خرج کرده! در واقع فکر کرد که بابت تامین تجهیزات به کارمندهاش لطف کرده!

عیدی که ندادن هیچ، حقوق رو هم نصفه پرداخت کردن و به‌جای اینکه محترمانه تقاضا کنن که همه شرایط رو درک کنن، در یک جلسه‌ی مجازی در اسکایپ، همه رو تهدید کردن به اینکه اگر کسی ابراز نارضایتی کنه، باید موسسه رو ترک کنه!

خوب طبیعتا یکی از اولین کسانی که ابراز نارضایتی کرد و اخراج شد، همین آدم بود! به این ترتیب برای دورکاری به هوم‌آفیس نیاز پیدا نکرد! همون کسی که نگران بود خونه بودن خواهر و برادرهاش مزاحم کار کردنش بشه، بیکار شد و نشست توی خونه کنار کوچیکترها تا یه شغل دیگه پیدا کنه!


پیشنهاد می‌کنم این‌ها رو هم بخونین:

عکس سینا افشاری‌نیا