خیلیها میپرسند کجا درس خواندی، یا چهقدر وقت گذاشتی که الان موفقی؟… ولی به نظرم سؤال مهمتر این است که «چطوری بودی که اینطوری شدی؟»
همین سؤال میتواند فرق استمرار را با تکرار نمایش دهد. تکرار، انجام چندبارهی یک کار است، اما استمرار، ادامهی یک مسیر برای رسیدن به هدفی مشخص در طول زمان است.
استراتژی ساینفلد
از جری ساینفلد وقتی پرسیدند چطوری موفق شدی ۱۰ سال بدون وقفه سریال به این محبوبیت بسازی، گفت:
یه تقویم گذاشتم جلوم، هر روزی که نوشتم رو علامت زدم. تنها چیزی که ازش مراقبت کردم، این بود که بین علامتها فاصله نیفته و زنجیره فعالیتم پاره نشه.

الان ساینفلد استراتژی، یکی از مدلهای بهرهوری در ادبیات توسعه فردیه، که معنیش اینه:
به جای نگرانی درباره کیفیت، بر «استمرار» یک عادت خوب متمرکز بشی.
مفهوم وقت و ارتباطش با استمرار
اصطلاح «وقتشناسی» که در فارسی داریم، فراتر از مدیریت زمان است. مفهوم «وقت» با «زمان» در ادبیات کهن بهویژه در شرق، فرق میکند.
مثلا: الان وقتش نیست… اوقاتت رو تلخ نکن… وقتش که برسه…
حتی در غرب، در یونان باستان هم برای مفاهیم مختلف زمان، کلمات تخصصی داشتند:
زمان خطی، که با ساعت اندازه میگیرند را با عبارت «کرونوس» توضیح میدادند و زمان حضور ذهن و حضور قلب در یک حالت را – که اگر حواست بهش نباشد، انگار از دستش دادهای – با عبارت «کایروس» توضیح میدادند.
به این ترتیب: در وقت کار، استراحت، یادگیری، تفریح، رسیدن به خانواده، خلوت با خود… بهتر است که فقط به همان کار مشغول باشیم.
ما حتی در گیمیفیکیشن و یادگیری از طریق بازی، نسبتا جدی هستیم و آگاهانه متوجه هستیم که این بازی، با بازی به قصد سرگرمی فرق دارد. چون میدانیم که اگر در انجام هر کاری بر همان چیز متمرکز باشیم، لحظات پربارتری را تجربه میکنیم و این تمرکز، خواهناخواه منجر به یادگیری هم میشود.
حالا ارتباط وقتشناسی با استمرار چیست؟
برای حفظ استمرار هر چیزی، لازم است که وقت انجامش را به عقب نیندازیم و فرصت را نسوزانیم؛ حتی شده چند دقیقه، اما متمرمز. اینطوری، بهمرور، با آن فعالیت مأنوس میشویم و هر بار که برای آن وقت میگذاریم، پربار خواهد بود و مؤثر.
جمعبندی
وقتی برای بلندمدت برنامهریزی میکنیم، مهمتر از کیفیت، این است که بدانیم چه کارهایی را میخواهیم حالاحالاها ادامه بدهیم؛ حتی اگر خسته و بیحوصله و بیپول باشیم…
در بلندمدت استمرار باعث میشود ما با دو چیز شناخته شویم:
- خود آن کار یا فعالیت
- انضباط شخصی
انضباط شخصی به نظر من یکی از مهمترین نتایج داشتن استمرار به حساب میآید؛ اینکه به طور خودانگیخته، بدون توجه به محیط، بدون توجه به هیجانات گذرا، برای یک ذوق عمیق درونی، با تناوب مشخصی یک کاری را انجام دهیم.
هم برندها در اثر استمرار در یک کیفیت به موفقیت میرسند، هم افراد برای بهبود برند شخصی خود. البته برای اینکه بتوانیم کاری را در بلندمدت فارغ از تغییرات محیط انجام بدهیم، لازم است چیزی شبیه «اثر چرخ لنگر» برای خودمان بسازیم؛ محوری که سایر فعالیتها حول آن شکل بگیرند.






