پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

ردپای دیجیتال: مدیریت فعالیت‌های مجازی برای مخاطبان مختلف

در ایجاد یا اصلاح یا حذف ردپای دیجیتال، به چیزهای زیادی باید توجه کرد: از جمله مخاطب خاص و عام و واکنش‌هاشون به ما.

خواندن‌ این این‌قدر زمان می‌برد:
4–6 دقیقه
تصویرسازی سینا افشاری‌نیا از خودش در حال مکالمه با ایلان ماسک. سینا میگه لایک، ایلان میگه علیک لایک.

انتشار:

به‌روزرسانی:

عوامل شکل‌دهنده‌‌ی ردپای دیجیتال

ردپای دیجیتال مجموعه‌ی تمام اطلاعات، محتواها و نشانه‌هایی است که از شما در فضای مجازی باقی می‌ماند. با این توضیح، ردپای شما در فضاهای مختلف، برای افراد مختلف ممکن است قابل ردیابی و شناسایی باشد یا نباشد.

در فضای مجازی، حتی کسانی که نمی‌شناسید، در زمانی که نمی‌دانید، فعالیت شما را بررسی می‌کنند و از این بررسی به نتایجی می‌رسند که لزوما مطلوب شما نیست.

به‌هرحال افراد طی فعالیت در فضای مجازی، معمولا ابتدا مخاطب خاصی را هدف می‌گیرند و سپس به‌تناسب موضوع، ممکن است بیش و کم مواظب آنچه از رفتارشان برداشت خواهد شد، باشند.

به‌این‌ترتیب، مدیریت ردپای دیجیتال معمولا پیرامون سه عامل شکل می‌گیرد:

  • مخاطب
  • بستر انتشار
  • میزان ماندگاری محتوا

مخاطب و بستر انتشار محتوا

این‌که چه مخاطبی، کِی و در کدام بستر مورد نظر است، کاملاً وابسته به برنامه‌ریزی شما برای برند شخصی‌تان است. استاتوس واتس‌اپ، استوری اینستاگرام، نوشتن در وبلاگ‌ها و نشریه‌های الکترونیکی، همگی بخشی از ردپای دیجیتال شما را شکل می‌دهند؛ اما از نظر ماندگاری و اثرگذاری تفاوت دارند.

مثلا، محتوایی که در نشریات الکترونیکی منتشر شود، دیگر به‌سادگی قابل حذف و ویرایش نخواهد بود. زیرا به‌محض انتشار مطلب توسط یک نشریه یا خبرگزاری، ممکن است رسانه‌های دیگری نیز آن را بازنشر دهند. در مقابل، شبکه‌های اجتماعی تا حد زیادی در اختیار و کنترل خودِ شما قرار دارند.

مخاطب عام در فعالیت در شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی، «شبکه» و «اجتماعی» هستند. بنابراین در فعالیت در شبکه‌های اجتماعی هم باید شبکه‌سازی کنید و هم روابط اجتماعی مؤثر برقرار کنید.

خلاصه‌ی فعالیت در شبکه‌های اجتماعی تقریبا این است: لایک و علیک لایک.

حالا اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها چی؟ آن‌ها که به‌طور شخصی برای تک‌تک مخاطبان خود زمان نمی‌گذارند! اما حتی این‌ها هم به‌طور مداوم و طوری که موجب سوء‌تفاهم نشود، به مخاطبان ابراز محبت می‌کنن؛ مثلا از طریق لایو، پاسخ به کامنت‌ها حتی با کمک ادمین حرفه‌ای.

البته استثناء‌هایی هم وجود دارند؛ افرادی که هیچ‌گونه واکنشی نشان نمی‌دهند، اما صرفاً به‌دلیل کیفیت کار خود محبوبیت دارند.

مخاطب خاص در فعالیت شبکه‌های اجتماعی

خیلی وقت‌ها انگیزه و نیروی محرکه‌ی افراد تا حدی شخصی‌تر و خاص‌تر می‌شود. من معتقدم حتی وایرال‌ترین پست‌ها نیز حاصل نوعی تلاش ذهنی برای جلب توجه گروهی از مخاطبان خاص هستند.

حتی معتقدم اگر کسی در شبکه‌های اجتماعی فعالیت نمی‌کند، به احتمال زیاد مخاطبان خاص‌ش در این فضاها فعال نیستند. افرادِ متعلق به این دسته، محتوای اصیل خود را به شیوه‌ها و در قالب‌های دیگری به مخاطبان خاص‌شان منتقل می‌کنند. به بیان دیگر، شاید این افراد برای خود ردپای دیجیتال مشهودی ایجاد نکرده باشند، اما بی‌تردید به شکل‌های دیگری در حال رساندن محتوای تولیدی خود به مخاطب هدف هستند.

برای مثال، وقتی نمونه‌ی کار در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنی، داری تبلیغ کار خودت را می‌کنی، در مقابل، کارفرمای سابق و کارفرمای بالقوه انتظار دارند با کسی کار کنند که جلوه‌ی خوبی از ایشان به نمایش بگذارد. پس باید محتوای تو طوری باشد که کارفرما را جلب کند و حتی جایگاه‌ش را نزد مخاطبان او نیز تقویت کند.

اما حفظ حریم شخصی سخت‌ترین چیز است! همواره این سؤال پیش می‌آید که آیا جای این محتوا در شبکه‌ اجتماعی هست یا نه! حتی انتشار محتوا به‌قصد قدرشناسی نیز مشمول همین سؤال می‌شود! می‌خواهی چیزی راجع به دستاوردهای شغلی‌ات به اشتراک بگذاری، اما باید توجه کنی که چه‌جوری نقش همکاران را مطرح کنی. اصلا اجازه این کار را داری؟

مثلا یک بار خواستم عکس‌م در تیم شطرنج را به‌اشتراک بگذارم. از هم‌تیمی‌ها اجازه گرفتم، اما یکی‌شان ترجیح می‌داد عکسی از او با لباس تیم شطرنج در فضای مجازی نباشد! نتیجه؟ از خیر انتشار عکس گذشتم!

به همین ترتیب وقتی کسی را منشن می‌کنی یا پیام خصوصی می‌فرستی تا جذب‌ش کنی، لازم است حد صمیمیت را تشخیص بدهی. به‌هرحال، شبکه اجتماعی، لحن ندارد، صحت‌سنج نیز ندارد.

می‌توانید تصاویر را در قالب فایل PDF دانلود کنید.


توصیه

برای عده‌ای ردپای دیجیتال با سرچ گوگل تداعی می‌شود و برای اهالی شبکه‌های اجتماعی، فعالیت در شبکه‌ها. از یک سو با پیدایش Generative AI پیدا شدن در سرچ دشوارتر شده، از سوی دیگر با افزایش محتوا در شبکه‌های اجتماعی، مورد توجه قرار گرفتن در شبکه‌های اجتماعی نیز دشوارتر شده. اما درنظر بگیرید که همین الان هم ممکن است شما به‌جای سرچ‌کردن اسم یک برند (اعم از کسب‌وکار یا آدم)، سایت‌ش را بوکمارک کرده باشید، یا مستقیما آدرس دامین را تایپ کنید. یا مثلا اگر فریلنسر یا جویای کار باشید و کسی بخواهد در مورد شما اطلاعات بیشتر پیدا کند، دنبال خود شما در وبسایت و شبکه اجتماعی شما می‌گردد. بنابراین اگرچه ممکن است سخت پیدا و دیده شوید، اما ردپای دیجیتال شما همچنان قابل پیدا شدن هست.

بنابراین وقتی ردپای دیجیتال خود را بررسی می‌کنید، از خودتان بپرسید احتمالا با چه ویژگی‌هایی شناخته می‌شوید.

مثلا قبل از انتشار هر محتوا از خود بپرسید اگر کارفرمای آینده‌ام این را ببیند چه برداشتی می‌کند؟ آیا اجازه‌ی انتشار تصویر یا نام افراد دیگر را دارم؟ اگر ۳ سال بعد آن را ببینند، هنوز راحت هستم؟

برای اینکه بتوانید ردپای مطلوب‌تان را بسازید باید دانش‌تان را در حوزه‌های مرتبط افزایش دهید یا مشاور بگیرید. به‌عبارت دیگر بهتر است برای هر کمپین، فقط به‌اندازه‌ای انرژی بگذارید که بعدا پشیمان نشوید؛ چون مقدار هزینه سقف ندارد! مثلا حتی برای یک پست اینستاگرام، شما ممکن است دوست داشته باشید والت‌دیسنی برای‌تان موشن‌گرافیک بسازد. ولی سؤال این است که آیا می‌توانید در انتشار محتواهایی با همان کیفیت استمرار داشته باشید؟

در نهایت اگرچه ردپای دیجیتال خود را نمی‌توانید کنترل کنید، می‌توانید آن را آگاهانه مدیریت کنید. برای این کار:

  • مخاطب خاص خود را آگاهانه انتخاب کنید.
  • بستر فعالیت ایشان را شناسایی کنید.
  • محتوایی تولید کنید که قابلیت ماندگاری داشته باشد.