مخاطب
اینکه چه مخاطبی، در چه زمانی و در کدام بستر مورد نظر است، کاملاً وابسته به برنامهریزی شما برای برند شخصیتان است. بدیهی است که استاتوس واتساپ، استوری اینستاگرام، وبلاگ در وبسایت شخصی و مقاله در یک نشریه الکترونیکی، همگی بخشی از ردپای دیجیتال شما را شکل میدهند؛ اما از نظر ماندگاری محتوا و نوع جامعهی مخاطب، با یکدیگر تفاوت دارند.
برای مثال، در نشریات الکترونیکی که معمولاً امکان حذف یا ویرایش محتوا وجود ندارد، در صورتی که مطلبی منتشر شود، دیگر بهسادگی قابل حذف نخواهد بود. زیرا بهمحض انتشار مطلب توسط یک نشریه یا خبرگزاری، ممکن است رسانههای دیگری نیز آن را بازنشر دهند.
در مقابل، شبکههای اجتماعی تا حد زیادی در اختیار و کنترل خودِ شما قرار دارند.
مخاطب عام در فعالیت در شبکههای اجتماعی
شبکههای اجتماعی، «شبکه» و «اجتماعی»هستند. بنابراین در فعالیت در شبکههای اجتماعی هم باید شبکهسازی کنید و هم روابط اجتماعی مؤثر برقرار کنید.
خلاصهی فعالیت در شبکههای اجتماعی تقریبا این است: لایک و علیک لایک.
حالا اینفلوئنسرها و سلبریتیها چی؟ آنها که بهطور شخصی برای تکتک مخاطبان خود زمان نمیگذارند! اما حتی اینها هم بهطور مداوم و طوری که موجب سوءتفاهم نشود، به مخاطبان ابراز محبت میکنن؛ مثلا از طریق لایو، پاسخ به کامنتها حتی با کمک ادمین حرفهای.
البته استثناءهایی هم وجود دارند؛ افرادی که هیچگونه واکنشی نشان نمیدهند، اما صرفاً بهدلیل کیفیت کار خود محبوبیت دارند.
مخاطب خاص در فعالیت شبکههای اجتماعی
خیلی وقتها انگیزه و نیروی محرکهی افراد تا حدی شخصیتر و خاصتر میشود. من معتقدم حتی وایرالترین پستها نیز حاصل نوعی تلاش ذهنی برای جلب توجه گروهی از مخاطبان خاص هستند.
حتی معتقدم اگر کسی در شبکههای اجتماعی فعالیت نمیکند، به احتمال زیاد مخاطبان خاصش در این فضاها فعال نیستند. افرادِ متعلق به این دسته، محتوای اصیل خود را به شیوهها و در قالبهای دیگری به مخاطبان خاصشان منتقل میکنند. به بیان دیگر، شاید این افراد برای خود ردپای دیجیتال مشهودی ایجاد نکرده باشند، اما بیتردید به شکلهای دیگری در حال رساندن محتوای تولیدی خود به مخاطب هدف هستند.
برای مثال، وقتی نمونهی کار در شبکههای اجتماعی منتشر میکنی، داری تبلیغ کار خودت را میکنی، در مقابل، کارفرمای سابق و کارفرمای بالقوه انتظار دارند با کسی کار کنند که جلوهی خوبی از ایشان به نمایش بگذارد. پس باید محتوای تو طوری باشد که کارفرما را جلب کند و حتی جایگاهش را نزد مخاطبان او نیز تقویت کند.
اما حفظ حریم شخصی سختترین چیز است! همواره این سؤال پیش میآید که آیا جای این محتوا در شبکه اجتماعی هست یا نه! حتی انتشار محتوا بهقصد قدرشناسی نیز مشمول همین سؤال میشود! میخواهی چیزی راجع به دستاوردهای شغلیات به اشتراک بگذاری، اما باید توجه کنی که چهجوری نقش همکاران را مطرح کنی. اصلا اجازه این کار را داری؟
مثلا یک بار خواستم عکسم در تیم شطرنج را بهاشتراک بگذارم. از همتیمیها اجازه گرفتم، اما یکیشان ترجیح میداد عکسی از او با لباس تیم شطرنج در فضای مجازی نباشد! نتیجه؟ از خیر انتشار عکس گذشتم!
به همین ترتیب وقتی کسی را منشن میکنی یا پیام خصوصی میفرستی تا جذبش کنی، لازم است حد صمیمیت را تشخیص بدهی. بههرحال، شبکه اجتماعی، لحن ندارد، صحتسنج نیز ندارد.














میتوانید تصاویر را در قالب فایل PDF دانلود کنید.
توصیه
وقتی ازم میپرسند برای تولید محتوا یا کمپین چقدر باید هزینه کنند، اشاره میکنم به «بودجه». یعنی کف هزینه، مقداریست که شما اراده میکنید بپردازید، ولی هزینه سقف ندارد! مثلا حتی برای یک پست اینستاگرام، شما ممکن است از والتدیسنی بخواهید برایتان موشنگرافیک بسازد. ولی حتی فرض کنید پول لازم برای این سفارش را دارید. آیا میتوانید در انتشار محتواهایی با همان کیفیت استمرار داشته باشید؟
بنابراین باید دانشتان را در حوزههای مرتبط با ردپای دیجیتال افزایش دهید یا مشاور بگیرید. به عبارت دیگر بهتر است که برای هر کمپین، فقط بهاندازهای انرژی بگذارید که حتی اگر شکست خوردید، در آخر فکر کنید «ارزش ریسک کردن داشت».
یک نکته مهم این است که با تغییر پارادایم جستجو و پیدایش Generative AI ممکن است تلاش شما برای سئو و قابلیتپیداشدن در سرچ کماثر شدهباشد. اما درنظر بگیرید که همین الان هم ممکن است شما بهجای سرچکردن اسم یک برند (اعم از کسبوکار یا آدم)، سایتش را بوکمارک کرده باشید، یا مستقیما آدرس دامین را تایپ کنید. یا مثلا اگر فریلنسر یا جویای کار باشید و کسی بخواهد در مورد شما اطلاعات بیشتر پیدا کند، دنبال خود شما در وبسایت و شبکه اجتماعی شما میگردد. بنابراین اگرچه ممکن است دسترسی شما سخت شده باشد، اما ردپای دیجیتال شما همچنان قابل پیدا شدن هست.
بنابراین وقتی ردپای دیجیتال خود را بررسی میکنید، از خودتان بپرسید احتمالا با چه ویژگیهایی شناخته میشوید.





