پیرنگ

وبلاگ سینا افشاری‌نیا

از بمباران دبستان تا خسارت کاخ گلستان در جنگ رمضان

نگاهی به نحوه‌ی خبررسانی حوادث در جنگ رمضان.

خواندن‌ش این‌قدر زمان می‌برد:

1–2 دقیقه
تصویری از درون کاخ گلستان که نشان می‌دهد در اثر خسارات جنگ رمضان، مقدار زیادی خرده‌شیشه روی زمین ریخته.

انتشار:

به‌روزرسانی:

به گزارش «خبر فوری» در جنگ رمضان ۱۶۸ کودک در دبستانی در میناب کشته‌شدند. در کنار این خبر، در لینک دیگری یونسکو درباره خرابی‌های کاخ گلستان هشدارداده!

معمولا شیوه‌ی عنوان‌گذاری برای اخبار حوادث، طوری است که توجه مخاطبان بالقوه جلب‌شود.

مثلا حامیان حقوق کودکان، عموم مادران و پدران و اهالی تعلیم و تربیت، قطعا بین این دو خبر، از تخریب مدرسه و کشته‌شدن کودکان به‌مراتب متأثرتر می‌شوند.

یا مثلا ممکن است اهالی هنر یا علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ، کشته‌شدن آدم‌ها در جنگ را بدیهی‌تر از تخریب بناهای تاریخی بدانند و به خبر کاخ گلستان توجه کنند.

این در مورد شرکت‌ها، نهادها و انسان‌ها نیز صادق است. هر کدام در وبسایت و شبکه‌های اجتماعی خود، جزئیات محتلفی را برجسته می‌کنند.

ولی تبعات جنگ، محدود به تیترهای خبرگزاری‌ها و واکنش‌های افراد و برندها نیست. آدم‌های دیگری نیز در جنگ کشته‌می‌شوند که متأسفانه ویژگی دموگرافیک جذابی برای خبرسازی ندارند! درصورتی‌که ایشان نیز خانواده و خویشاوندانی دارند؛ شغلی داشته‌اند، اموالی داشته‌اند… به‌همین‌ترتیب، ساختمان‌هایی هم تخریب شده‌اند که ارزش خبری نداشتند، اما بهره‌بردارانی داشته‌اند که در آن‌ها زندگی یا امرار معاش می‌کرده‌اند.

از بسیاری از این‌ها که شاید در محیط خُرد خود نقش مهمی داشتند، در محیط کلان جامعه‌ی جنگ‌زده، فقط عدد و آمار در خبرها باقی‌می‌ماند.

بنابراین جنگ فقط آن‌چیزی نیست که در تیترها می‌بینیم. رسانه‌ها رنج را روایت‌می‌کنند، اما هم‌زمان آن را گزینش نیز می‌کنند. بخش بزرگی از حقیقت جنگ در آدم‌های معمولی، ساختمان‌های بی‌نام، و خسارت‌هایی است که تبدیل به خبر نمی‌شوند.