نظریه بازی شاهین-فاخته را بازی شاهین-قمری هم ترجمه کردهاند. فاخته و قمری هر دو از خانواده کبوتر هستند. انگلیسیش این است: Hawk-Dove Game.
این مدل نظریه بازی توضیح میدهد که بهتر است بجنگیم یا توافق کنیم یا فرار کنیم؟ و توضیح میدهد که برای کنترل یک منبع محدود، دو تا استراتژی میتوان تصور کرد:
- استراتژی فاخته: پرهیز از درگیری و تلاش برای توافق.
- استراتژی شاهین: جنگیدن برای به دست آوردن کل منبع.
توضیح رفتار رقابتی و جنگ
اینجا یک نکته وارد میشود: هزینه. در نظریه بازی همیشه این را میپرسیم که آیا این کار میصرفد؟ یعنی فقط برنده شدن مهم نیست، بلکه باید بدانی برای برنده شدن باید چه هزینهای بدهی. به عبارت دیگر، آیا اصلا توان هزینهکردن برای بردن را داری؟
۱
رقابت شاهین با فاخته
شاهین حمله میکند و فاخته فرار میکند. بنابراین اصلا نزاعی صورت نمیگیرد. یکی میترساند و تمام! شاهین بهسادگی صاحب تمام غذا میشود و به فاخته هیچچی نمیرسد. پس چرا تصمیم فاخته برای فرار کردن هم استراتژی محسوب میشود؟ چون فاخته با فرار کردن بهموقع، لااقل خودش را نجات داده.
۲
رقابت فاخته با شاهین
فاخته از مغلوب شدن خودش بیخبر است یا اینکه به هر دلیلی مجبور شده بجنگد! هیچچی گیرش نمیآید و شاهین به راحتی همهی غذا را بهدست میآورد. در این حالت حتی ممکن است فاخته بهکلّی نابود شود.
۳
رقابت شاهین با شاهین
هر دو تهاجمی هستند و میخواهند کل غذا را بهچنگ بیاورند. پس تا جایی که میتوانند به هم آسیب میرسانند تا نهایتا یکی برنده شود. در این حالت باید آسیبدیدگی را نیز در نظر گرفت. بنابراین ارزش چیزی که نصیب شاهینِ برنده میشود، کمتر از ارزش کل غذا است: غذا، منهای هزینهی آسیبدیدگی.
۴
رقابت فاخته با فاخته
ممکن است نزاع مختصری داشته باشند و با هم سروکلّه بزنند، ولی نهایتا وقتی هر دو متوجه شوند که جگر تکهپاره کردن هم را ندارند، غذا را با هم تقسیم میکنند. بنابراین به هر کدامشان بخشی از غذا میرسد.
توضیح «جنگ» از طریق مدل شاهین-فاخته:
لازم به تأکید است که وقتی پای «منفعت واقعی» درمیانباشد، تقابل طرفین را میتوان با مدل شاهین-فاخته سنجید. البته هر تهاجمی منجر به جنگ و رقابت نمیشود، چرا که در اغلب مواقع، یکی از طرفین، فاختهوار فرار میکند. اما به محض اینکه مقابلهای برای کسب/حفظ منفعت صورت گیرد، مصداق مدل شاهین-شاهین است. حتی اگر طرفین بسیار پرقدرت باشند، یا حتی اگر طرفین بسیار ضعیف باشند، در پویاییسنجی (Dynamism) پدیدهای مثل جنگ، مثال زدن از مدل نبرد ترسوها، سادهانگارانه و غیرواقعی است. هیچ کدام از طرفین بابت کمکردن روی حریف وارد «جنگ» نمیشوند! به عبارت دیگر، هیچ جنگی محدود به مناسبات سیاسی نیست! اگرچه اختلاف سیاسی زمینهساز جنگ میشود، اما موضوع جنگ، منفعتی اقتصادی و جغرافیایی است. نهایتا چیزی که جنگ را پایان میدهد، افزایش هزینهها به حد بیشتر از آستانهی تحمل است.
مدلسازی ریاضی نظریه بازی شاهین-فاخته
در مدل شاهین-فاخته چقدر میبرم؟ پس از اینکه هزینههای رقابت را کم کنم، آنچه مانده بین بازیگران مانده در صحنه تقسیم میشود. با چه نسبتی؟ به تناسب سهمشان.
رقابت با هزینه زیاد
فرض کنیم هزینهی نزاع زیاد باشد، در حد بیش از نصف ارزش غذا. مثلا برای یک غذا به ارزش ۱۰، هزینه جنگیدن برابر ۶ باشد. بنابراین اگر طرفین با هم درگیر شوند، غذایی که یک شاهین بعد از پیروزی بهدست میآورد، حداکثر میشود ۱۰ منهای ۶، یعنی ۴! یعنی به یکی ۴ واحد و به دیگری ۰ واحد ارزش میرسد. اما اگر به جای جنگیدن، هر دو مثل فاخته رفتار کنند و غذا را با هم نصف کنند، به هر کدام ۵ واحد غذا میرسد! شاید هم دو قمری با هم نجنگند، ولی یکی ۶ واحد بخواهد و دیگری بپذیرد که ۴ واحد برایش کافیست.
رقابت با هزینه کم
حالا اگر هزینهی رقابت کمتر از نصف ارزش غذا، مثلا ۳ واحد باشد، پیروزی در رقابت شاهین-شاهین ۷ واحد ارزش دارد. بنابراین احتمال رفتار جنگجویانهی شاهینگونه بیشتر میشود. چون پیروزی در جنگ، ارزشش از توافق بیشتر است.
توضیح «خطای هزینهی از دست رفته» و «جنگ فرسایشی» از طریق مدل شاهین فاخته:
نقل قولی از ارنست همینگوی هست که گفته «فارغ از اینکه کدام طرف خسارات بیشتری داشته، بازندهی جنگ آن طرفی است که جنگ را تمام کرده». همینگوی تجربهی حضور در جنگ جهانی اول را داشته. در آن جنگ، میزان خسارات و تلفات برای تمام کشورهای درگیر بهحدی بوده که تا ۴ سال برای هیچ کشوری تسلیمشدن نمیارزیده!
به عبارت دیگر گاهی «هزینهی از دست رفته» بهحدی است که شاهین نبودن نمیصرفد! پس وقتی کار به اینجا کشید، پایان رقابت چگونه است؟ در جنگ، کشورهای بازنده باج میدهند، تسخیر میشوند یا نظام سیاسیشان فرومیپاشد. در کسبوکارها فروش یا اعلام ورشکستگی اتفاق میافتد.
اهمیت پیشبینی توان مبارزه
صرف نظر از اینکه رقیب ما مثل شاهین رقابت خواهد کرد یا مثل فاخته کنار خواهد کشید، یک سوال اساسی همیشه مطرح است:
ما خودمان انگیزهی رقابت و توان پرداخت هزینهی آسیبهای احتمالی را داریم یا نه؟
مثلا یک کارفرما داشتم که میگفت هیچ وقت سمت کسبوکارهای الکترونیک نخواهد رفت، چون معتقد بود نمیشود از چیزی که ملموس نباشد محافظت کرد. حالا این را چه کسی داشت میگفت؟ کسی که خودش تولیدکنندهی مصنوعات طلا و برنز بود!
به این ترتیب، ادراک آدمها از قابل محافظت بودن، بستگی به «دانش» و «تجربه» و «روابط» خودشان دارد.
مفهوم تماشاچی در نظریه بازی شاهین-فاخته
تماشاچی در نظریه بازی به افرادی یا گروههایی گفته میشود که مستقیماً درگیر بازی نیستند، اما نقش مهمی در تأثیرگذاری بر رفتار بازیکنها دارند. مثلا:
- سرمایهگذار: اگه سرمایهگذار فشار بیاورد، ممکن است کسبوکار به ناچار وارد رقابتهای پرهزینه شود.
- رسانهها: بسیاری از کسبوکارها برای دیده شدن یا حفظ اعتبار خود ممکن است وارد فعالیتهای رسانهای و خبرسازی شوند. اما بعدا پیوسته مجبورند حتی بدون داشتن منابع کافی، همچنان به رسانهها باج بدهند تا آنها خبری بر ضدشان منتشر نکنند.
- مشتریان و کاربران: بسیاری از کسبوکارها صرفا برای اینکه مشتریها را از دست ندهند، بدون توجه به امکان ادامهی رقابت، دست از رقابت نمیکشند.
فرض کنیم در حضور تماشاچی فرار کنیم. علاوه بر اینکه چیزی نمیبریم، برچسب «ترسو» هم میخوریم و قاعدتا در رقابتهای بعدی، رقبا با رفتار شاهینگونه وارد نزاع میشوند و این چرخه برای ما همینطور لنگ خواهدچرخید… در مقابل، رقیب قبلی ما که با هیبتش ما را فراریداده، به عنوان یک رقیب ترسناک، نانش میافتد توی روغن…
تاثیر حذف یا محدود کردن تماشاچی
حالا فرض کنیم ما به پشتوانهی حضور تماشاچی با دل شیر وارد رقابت شدیم، اما ناگهان حضور تماشاچی حذف یا محدود شود! در این صورت دیگر آن انگیزهی دیدهشدن کمرنگ میشود، چون تماشاچیای درکار نیست که شجاعتمان را ببیند!
به این ترتیب یکی از کارکردهای محدود کردن رسانهها و شبکههای اجتماعی و پوششهای خبری میتواند این باشد که رقابت برای فاخته – یا حریفی که توان کمتری برای مبارزه دارد – به لحاظ روانی دشوار و دشوارتر شود.
جمعبندی
در چارچوب نظریه بازی شاهین-فاخته، برخی از دلایل شکست کسبوکارها عبارتاند از:
- ناتوانی در تشخیص توان رقابت
بسیاری از کسبوکارها بدون ارزیابی درست از تواناییهای خود، وارد رقابتهای نامتوازن میشوند. اگر منابع کافی ندارید، بهتر است استراتژی فاخته را انتخاب کنید و از درگیری مستقیم با رقبا خودداری کنید. - ناتوانی در تشخیص زمان عقبنشینی
برخی از کسبوکارها سعی میکنند خروج را به تعویق اندازند تا شاید دری به تخته بخورد و شرایط محیط بهتر شود. این همان خطای هزینهی از دست رفته است. واقعیت این است که اگر محیط بهتر شود، برای همه بهتر میشود؛ حتی برای رقبای قوی. - تمرکز بیش از حد بر تماشاچیها (سرمایهگذاران و مشتریان)
یکی از دلایل شکست کسبوکارها، فشار تماشاچیها است. تماشاچیها میتوانند تصمیمات کسبوکارها را به سمت استراتژی شاهین سوق دهند، حتی زمانی که استراتژی فاخته مناسبتر است. در این حالت کسبوکارها هزینههای زیادی را متحمل میشوند (مثل هزینهی بازاریابی، تبلیغات یا R&D) تا تماشاچی را به هواداری از خود وادارند و از این طریق بتوانند بازار را حفظ کنند. اما این شیوهی جلب توجه اگر با موفقیت در بازار همراه نشود، معمولا باعث میشود بسیاری از تماشاچیها به طور کامل قطع امید کنند.
توصیه
- نه همیشه جنگ، نه همیشه صلح: گاهی باید تصمیم بگیرید شاهین باشید، گاهی فاخته. انتخاب بستگی دارد به موقعیت و رقبا.
- فقط به خودتان نگاه نکنید: استراتژی رقبا و تصورشان از شما خیلی مهم است. رفتار تو تحت تأثیر پیشفرض ایشان شکل میگیرد.
- تماشاچیها را دستکم نگیرید: گاهی فقط کسی برندهست که بهتر «دیده» شده، نه الزاماً کسی که بهتر «بوده».
- هزینه را حساب کنید: پیروزی با زخمی شدن زیاد، شاید ارزش نداشته باشد. کسبوکاری که با فرسودگی کارکنانش برنده شود، برندهی واقعی نیست. پس وقتی میبینید یک رقیبی جا زده، لزوماً شکست نخورده؛ بلکه شاید از شاهین شدن در یک بازی با هزینهی زیاد که همه شاهین هستند پرهیز کرده.







