در برخی از روشهای تحقیق کیفی پژوهندهمحور، مثل مصاحبه، اینکه سراغ چه کسی بروید، بر نتایجی که خواهید گرفت مؤثر است. این نکته اشباع نظری و روایی تحقیق را نقض نمیکند. چرا؟ چون اساسا روش تحقیق با هستیشناسی و پارادایم تحقیق آغاز میشود. یعنی پیشفرض هر تحقیقی این است که ما یکسری پیشفرضها داریم و بابت هرچیزی قرار نیست دلیل و مدرک بیاوریم. بنابراین در هر پژوهشنامهای یک فصل روش تحقیق میگذارند تا بگویند که پژوهشگران در چه پارادایمی هستند و درنتیجه چه هستیشناسی (Ontology) و معرفتشناسیای (Epistemology) دارند و درنتیجه چه روششناسیای (Methodology) را انتخاب کردهاند. با این وصف، بدیهی است که انتخاب همکار در تحقیق بسیار هدفمند انجام میشود.
به معرفی همکار بالقوه برای ادامهی تحقیق یا معرفی افراد خبرهای که میتوانند مرجع پاسخدهی به سؤالات تخصصی باشند و در مقطعی، بر روند تحقیق اثر مثبت بگذارند، همتاگزینی (Co-nomination) میگویند.
کارکرد اصلی همتاگزینی این است که در پارادایم تحقیق، به اشباع نظری برسید. یعنی ببینید که خبرههای موضوع تحت پژوهش، پاسخهای مشابه دارند. اما مثلا تا قبل از گالیله، زمین صاف بود. بنابراین گالیله خون دل خورد تا برای اثبات کروی بودن زمین همتا بگزیند! بنابراین اگرچه وجود همتا برای تأیید یافتهها لازم است، اما وای به روزی که خود همتایان، کمسواد یا مغرض باشند!
خلاصه چه حرف راست چه حرف ناراست را میتوانید با همتاگزینی سبز کنید.
پیشنهاد میکنم اینها رو هم بخونین:




