هدیه سازمانی مناسبتی مثلا برای
- عیدهای مذهبی، روز ملی زن، روز ملی مرد،
- یا برای مناسبتهای ایرانی باستانی مثل نوروز، یلدا،
- یا مناسبتهای جهانی مثل روز جهانی زن، روز جهانی مرد،
همانطور که دریافتکننده را میتواند راضی و خوشحال و علاقهمند کند، میتواند مأیوس و منزجرش کند؛ حالتی بین «چقدر قشنگ فکر کردین» تا «گندتون بزنن! درباره ما چی فکر کردین!»
هدیه سازمانی با اثر مثبت
هدیهای که سازمان ارائه میکند، نهایتا قرار است باعث افزایش احساس تعلق کارکنان شود.

آخ تو پک یلدای منی
شرکت دوستداشتنی
اچآر تو حرف نداره و
گوگل به اون گندگی کم میاره
پیش رویدادهای تو که غم نداره
غم نداره
غم نداره…
بنابراین خیلی مهم است که هدایا دقیقا بابت چه چیزی و با تداعی چه حسی باعث افزایش تعلق شوند.
توصیهی دیوید اولریش در خصوص هدیه سازمانی
Dave Ulrich این چهار نوع هدیه سازمانی را در مقالهای پیشنهاد داده:
- هدیهای که به سلامتی کمک کند.
- هدیهای که باورها را تقویت کند.
- هدیهای که به توسعه فردی کمک کند.
- هدیهای که باعث افزایش احساس تعلق به سازمان شود.

مهمتر از اینکه این چهار نوع چهطوری دستهبندی شدهاند، این است که شما هم برای هدایایی که میدهید، هدف داشته باشید. به جای این چهار نوع، هرطوری که سنخیت بیشتری با برند خودتان دارد دستهبندی کنید. به هر حال مهم این است که از خودتان بپرسید که با دادن هدیه، قصد دارید چه تجربهای در مخاطب ایجاد کنید؟
هدیه سازمانی با اثر منفی
اینکه خیلیها معتقدند قدردانیهایی که میشود ناعادلانه است، نکتهی مهمیست. کاری کردید تا افراد را خوشحال کنید، اما برعکس، ناراحت شدهاند.
به عبارت دیگر، ذات مثبت هدیه دادن مانع پیامد منفی نمیشود. چون مثلا:
- طوری میدهی که زحمتشان اضافه میشود
- یا منتش را هم میگذاری،
- یا دیر میدهی، نه آن موقع که لازم دارند،
- یا چیزی میدهی که خوشایندشان نیست،
- یا حقوق را درست پرداخت نکردی، اما عکس و فیلم منتشر میکنی از هدایایی که دادی!
- یا به نظر میرسد داری باج میدهی؛ مثلا به حسابرس، مأمور مالیات و بیمه، اماکن…
معضل هدیه یلدای ۱۴۰۳ اسنپ
بارها دیده شده که سازمان کلی هزینه کرده و هدیهای داده که اگر نمیداد بهتر بود؛ چون افراد به نظرشان آمده که هدیهای که گرفتهاند درخور شأنشان نبوده.
مثلا یلدای ۱۴۰۳، اسنپ به کارکنانش یک دستکش و کلاه بافتنی سبز رنگ سربازی داد و واکنشهای منفی زیادی در لینکدین به این موضوع منتشر شد.
طبیعتا یک عده از اسنپ طرفداری کردند، با این مضمون که «دندون اسب پیشکشی رو نباید شمرد» و سازمانها وظیفه ندارند هدیه بدهند و این یک لطف بوده.
اما یک عده هم جواب دادند که وقتی در قرارداد و موقع استخدام به عنوان وعده میگویند هدایای سازمانی داریم، یعنی باید بیشتر فکر کنند که چی را کی میدهند.
توصیه
همیشه نزدیک مناسبتها یک جریان موافق و مخالفی حول انتشار محتوا درباره هدایای سازمانی پیش میاد: یک عده میگویند به رخ نکشید، یک عده میگویند اتفاقا نمایش بدهید تا بقیهی سازمانها هم یاد بگیرند یا مجبور شوند در رقابت، هدیه بدهند…
به هر حال، «جلب نظر» با «انجام وظیفه» با «از سر وا کردن»، فرق دارند. گاهی کاری را بهاجبار انجام میدهید تا دیگران ناراحت نشوند. برعکس، گاهی کاری را با میل انجام میدهید تا دیگران خوشحال شوند. اینجا هم گاهی هدیه میدهی تا بعدا گیر نیفتی، تا بعدا بهت نگویند خسیس، تا بعدا با جای دیگر مقایسهات نکنند. برعکس، گاهی هدیه میدهی تا ایجاد علاقه کنی و افراد را به خودت و سازمان وفادار کنی. اینها با دو حس مختلف انجام میشوند و در بیشتر مواقع دو نتیجه متفاوت دارند.
به همین دلیل من شخصا بیشتر از اینکه به چیستی هدیه معتقد باشم، به چگونگی هدیهدهنده اعتقاد دارم. یعنی سلیقه و وقت و انرژی را مؤثرتر از صرف هزینهی مالی میدانم. بنابراین خیلی وقتها خاطرهای که از یک موقعیت اجتماعی مناسب و خوشذوق باقی میماند، مؤثرتر از هدیه است.
اگر ذینفعان بدانند کمنمیگذارید، از شما بهانه نمیگیرند و اگر در شرایط سختی باشید، نه تنها هدیه مادی نمیخواهند، بلکه حمایت هم میکنند تا بگذرانید. برعکس، فرض کنید شرکتی هدیههای گرانبها بدهد به هر نفر، اما همه بدانند که تصویب شده بوده چندبرابر بدهد اما نداده! در این حالت کسی بابت هدیه گرانبها تشکر نمیکند، بلکه میگویند چرا از حق ما زدید!
پس هدیه را هدفمند انتخاب کنید و مراقب باشید نتیجهی معکوس نداشته باشه.
پیشنهاد میکنم اینها رو بخونین:




