مثال نبرد ترسوها
یکی از مدلهای نظریه بازی، نبرد ترسوها یا Chicken Game است. در فارسی هم در رجزخوانی و کُریخوانی به آدم ترسو، «جوجه» میگویند. بنابراین عنوان انگلیسی این مدل، «بازی جوجه» است. در نبرد ترسوها عملا چیزی برای بردن وجود ندارد و حتی ادامهی رقابت میتواند موجب نابودی طرفین شود!
مثال کلاسیک نبرد ترسوها، کَلکَل دو راننده است که با سرعت به سمت هم میرانند و تا لحظاتی دیگر ممکن است شاخبهشاخ شوند. اگر تصادف کنند، خسارت سنگینی به اتومبیل و رانندهها و سرنشینان وارد میشود. اما هر دو سعی میکنند تا آخرین لحظه فرمان را نپیچانند، به این امید که طرف مقابل زودتر بترسد و کنار برود! واضح است که پیروزی در چنین رقابت پرخطری چیز خاصی عاید برنده نمیکند.
از این دست مثالها پر تکرار در زندگی روزمره میبینیم. بسیاری از بازیهای فیزیکی خطرناک، صرفا بابت نمایش شجاعت انجام میشوند و حتی پای شرطبندی (منفعت مالی پرریسک) هم در میان نیست! با این حال میبینیم که فعالیتهای اینچنینی طرفداران پروپاقرص دارد، مثل بحثهای آنلاین با غریبهها، ویراژدادن در اتوبان، راهگرفتن در ترافیک…
فلسفه وجودی نبرد ترسوها
اگر در یک رقابت، منفعت ملموسی برای بردن وجود ندارد، پس اصلا چرا رقابتی شکلمیگیرد؟ چون یک چیز خیلی مهم برای باختن وجود دارد: حیثیت! به عبارت دیگر هزینهی تسلیمشدن زیاد است: طرف بازنده لقب ترسو میگیرد!
ماتریس ارزش نبرد ترسوها برای همان مثال کلاسیک رانندهها به شرح زیر است:
| حالتها | دومی ادامهمیدهد | دومی کنارمیکشد |
| اولی ادامهمیدهد | تصادفمیکنند! | اولی ادامهمیدهد و دومی ترسو لقبمیگیرد. |
| اولی کنارمیکشد | دومی ادامهمیدهد و اولی ترسو لقبمیگیرد. | مشخص میشود که هردو بلوفزدند! |
در این ماتریس ترتیب ارشمندی حالات مطمئن این است:
- شما ادامهدهید و رقیب کناربکشد.
- هردو کناربکشید.
- شما کناربکشید و حریف ادامهدهد.
- تصادفکنید.
پس واضح است که کلا چیزی برای بردن وجودندراد و موضوع فقط حیثیت است! البته هر موقعیت حیثیتیای مصداق نبرد ترسوها نیست. قاعدتا در مواردی مثل کشمکشهای کاری، جنگ یا در بسیاری از بازیها نیز نمیتوان از این مدل استفاده کرد، چون هرجنگی لزوما به نابودی منجر نمیشود و هر بازیای ریسکهای حیاتی ندارد. اینها را با مدل شاهین و فاخته بهتر میتوان توضیح داد.
بهاینترتیب شاید حتی مثلا نبرد اجباری دو گلادیاتور را نتوان با این مدل بررسی کرد، چون طفرهرفتن از نبرد به اعدامشان منجر میشود. پس طبق مدل معمای زندانی انتخاب میکنند با حریف سرشاخشوند. یا مثلا اگر در همان مثال کلاسیک رانندهها، یکی از ماشینها خودروی سواری و دیگری مثلا کامیون باشد، اینجا هم بهدلیل برابر نبودن ریسک طرفین، بدیهیست که خودرو زودتر تصمیم میگیرد کنار برود. پس شاید این شرایط نیز مصداق مدل نبرد ترسوها نباشد.
جمعبندی
در نبرد ترسوها مسئله کسب منفعت نیست، بلکه فرار از دریافت «برچسب ترسو» است! پس فرار در نبرد ترسوها با فرار فاخته در بازی شاهین و فاخته فرق دارد. آنجا واقعا رقابت بر سر سهمگرفتن از یک منبع واقعی است. یعنی طرف مهاجم (شاهین) با اعمال زور، طرف ضعیفتر (فاخته) را از کسب منفعتی واقعی محروم میکند. اما اینجا هدف از رقابت، «نباختن» است؛ منفعت خاصی در کار نیست.
بنابراین شناخت این مدل نظریه بازی کمک میکند که بدانیم ریسکهایی که میکنیم در بسیاری مواقع غیرضروری هستند.
توصیه
برای جلوگیری از دعواهای بیفایده و نزاعهایی که جز هزینه چیزی ندارند، میتوانید موارد زیر را درنظربگیرید:
- از طریق مداخلهی داور یا آییننامه یا یک عامل بیرونی، دلیل عقبنشینی را به بیرون از رابطه منتقلکنید.
- ارزشها را بازتعریفکنید. مثلا «ایمنی و عقلانیت» ارزش باشد، نه کمنیاوردن!
- از ایجاد محدودیتهای غیرضروری خودداریکنید تا احتمال تعارض تاحدامکان کمشود.
تصویر تصادف را از mehrnews برداشتم.





