سه بار اجرای فن سنجاب پرنده
سنجاب پرنده در المپیک توکیو به یکی از ترندهای جستجو تبدیل شد. به حدی که وقتی در گوگل جستجو میکردی سنجاب پرنده، به جای جانور، اخبار کشتی محمدعلی گرایی در المپیک توکیو میآمد!
اما اجرای این فن در ثانیههای پایانی سه بازی پیاپی، در مجموع، دو امتیاز منفی برای گرایی داشت!
بار اول: یکچهارم نهایی
تمام تیم کرواسی مبهوت مانده بودند که این چه فنی بود! خود کشتیگیر کروات به داور اشاره میکرد که همچین چیزی در کشتی نداریم و اشاره میکرد که اینطوری پریدن روی کول من، نهتنها امتیاز نداره، بلکه قطعا خطا است… حریف طوری از سنجاب پرنده تعجب کرده بود که انگار بشقابپرنده دیده! اما خوشبختانه داوران به گرایی دو امتیاز دادند. گرایی با این فن که در فاصله ۲۰ ثانیه آخر بازی زد، توانست بازی را به تساوی بکشد و با قانون «کسب امتیاز آخر»، به نیمهنهایی صعود کند.
بار دوم: نیمهنهایی
در بازی نیمهنهایی باز هم در شرایطی که محمدعلی گرایی از حریفش عقب بود، در کمتر از ۲۰ ثانیه به پایان بازی (مثل بازی قبل)، اقدام به اجرای فن سنجاب پرنده کرد. اما کشتیگیر مجار خیلی راحت با دستش سنجاب را انداخت کنار! گرایی هم بعد از اجرای ناموفق فن مشهورش و یک تلاش دیگر برای کمرگیری، در حالی که ۸ ثانیه از بازی مانده بود و فقط ۱ امتیاز عقب بود، با خستگی و ناامیدی روی تشک نشست و ادامه نداد تا وقت تمام شود!
بار سوم: ردهبندی
در بازی ردهبندی، باز هم گرایی عقب بود ودر کمتر از ۲۰ ثانیه به پایان ثانیه مانده به پایان، برای سنجاب پرنده اقدام کرد. آمادگی کشتیگیر ژاپنی برای گرفتن گرایی روی هوا به قدری بود که انگار تمام طول بازی منتظر همین فن بود! گرایی را روی هوا گرفت، برد روی پل و چهار امتیاز کسب کرد… به این ترتیب محمدعلی گرایی این بار با اجرای سنجاب پرنده ۴ امتیاز از دست داد تا ۱۳-۳ عقب بیفتد و کشتی بهدلیل اختلاف ۱۰ امتیازی به پایان برسد!
الگوی تکرار شونده و نظریه بازی
وقتی مثلا در کشتی فن بارانداز بسیار متداول است، قاعدتا دلیلش این است که با ریسک کم قابل انجام است… به همین ترتیب اگر یک فن انقدر غریب است که حتی یک حریف حرفهای نمیشناسدش، یعنی ریسک زیادی دارد.
اجرای یک فن در سه بازی پیاپی، در المپیک، یعنی بالاترین سطح کشتی جهان، باعث شد که جزئیاتش شناخته شود. اگر یک الگوی تکرارشونده از خود نشان دهید، رقبا آن الگو را شناسایی میکنند و برای مقابله باهاش برنامهریزی میکنند. این تکرارشوندگی دقیقا چیزیست که پیشبینی رفتار شما را ممکن میکند. برای توافق خوب است، اما برای رقابت نه! مثلا در نظریه بازی نبرد جنسیت، از طریق ایجاد الگوی قابل پیشبینی به تفاهم و مصالحه میرسند.
یک نکتهی دیگری که فکر میکنم تصمیمگیری را برای گرایی سخت کرد، وجود تماشاچیهای مشتاق بود. همه دوست داشتند ببینند که او باز هم حریف را با این فن شکست میدهد. طبق نظریه بازی شاهین و قمری گرایی «رفتار شاهینگونه در رقابت با هزینهی زیاد» را پیش گرفت. اما چرا؟ شاید برای اینکه بتواند فن سنجاب پرنده را مال خود کند. شاید حتی این مسئله باعث شد که چالش اصلیاش اجرای آن فن شود، نه بردن و مدال گرفتن! کی یادش است مدال برنز فلان سال را کی برد؟ اما گرایی الان با فن سنجاب پرنده مشهور است.
توصیه
فکر میکنم ریسک بالای چنین فنی را در مسابقات المپیک توکیو دیدیم: بار اول دو امتیاز، بار دوم حتی اجرا نشد، بار سوم چهار امتیاز هم برای حریف به همراه داشت!
بنابراین پیشنهاد میکنم وقتی یک ایدهی خاص به ذهنتان رسید، به اجرایی شدنش شک کنید. بررسی کنید که چرا دیگران همین ایده را اجرا نکردهاند. همچنین به طور قطعی تصمیم بگیرید که هدفتان از اجرای آن چیست. در این صورت میتوانید قبل از پیش گرفتن یک استراتژی، به فکر استراتژی خروج هم باشید. این بهویژه در کسبوکار بسیار مهم است. تصمیمات متهورانه شما را در بازار میبینند. بنابراین نباید در دام انتظارات تماشاچیها و شهرتی که برای خود درست کردید بیفتید.
پیشنهاد میکنم اینها رو هم بخونین:




