حمیدرضا صدر و پیراهن ماندگار خودش در نویسندگی
متاسفانه حمیدرضا صدر از دنیا رفت و ندیدیم که در ویرایشهای بعدی کتاب جذابش «پیراهنهای ماندگار» چه خواهد نوشت. اگر بنا بود کتاب را ویرایش کند، دربارهی خیلی از بازیکنان حاضر، حتما چیزهای دیگری را مینوشت.
این کتاب را من صوتی گوش دادم. پژمان جمشیدی آن را خوانده بود و در هر فصل، موسیقیهای مرتبط با سوژه، یا قطعهای صدای گزارشگر خارجی یا صدای استادیومهای مرتبط پخش میشد.
حمیدرضا صدر با استایل خاص خودش، در این کتاب به دلایل اجتماعی شهرت تعدادی از فوتبالیستهای مطرح تاریخ پرداخته بود. مثلا به جای توصیف آماری دلپیرو، برایش «نامه» نوشته بود و تمام پاراگرافهای آن را با «فراموش نمیکنیم» شروع کرده بود. دلایل موفقیت هر بازیکن را طوری بیان کرده بود که انگار آن بازیکن در محدودهی زمانی مشخصی، از مهمترین آدمهای عالم بوده. کافیست مثلا فصلهای مربوط به باتیستوتا و مالدینی را بخوانید. البته در مورد بازیکنان ایرانی اما بهنظرم رسید جانب احتیاط را پیش گرفته بود و فقط از دو سه بازیکنی یاد کرده بود که از دنیا رفتهاند. خیلی دوست داشتم در ویرایشهای بعدی ببینم علی دایی را چهطوری معرفی خواهد کرد.
برنامه زنده تلویزیونی و یک سوال اپیستمولوژیک
سالها پیش از اینکه حمیدرضا صدر این کتاب را بنویسد، در یکی از جامهای جهانی، انقدر اشتباهات داوری زیاد شد، که تلویزیون ما ویژهبرنامهای دربارهی تقلب در فوتبال درست کرد. حمیدرضا صدر با عادل فردوسیپور و یکی از کارشناسان داوری مجریان برنامه بودند.
کارشناس داوری در بخش اول برنامه اصرار داشت که داوران در موارد خاصی مجبورند به دستوراتی که خارج از فضای فوتبال میگیرند، پایبند باشند. بعد تعدادی مثال زد. فردوسیپور و صدر هم مثالهایی را مطرح کردند و یک اشارهای هم به کتاب «فوتبال علیه دشمن» فردوسیپور شد. این همراهی باعث شد کارشناس داوری، مثالهای رادیکالتری را مطرح کند! این مثالها ادامه پیدا کرد تا میانبرنامه.
بعد از میانبرنامه، کارشناس داوری همچنان سر موضع خود ماند تا بر وجود تقلب سیستماتیک در فوتبال، تأکید کرده باشد. اما حمیدرضا صدر، تمرکز برنامه را با این سوال عوض کرد:
آقای فلانی شما اصلا از فوتبال لذت میبرین؟
کارشناس داوری گفت:
معلومه من شغلم فوتباله. نزدیک به سی ساله که داور و کارشناس داوری هستم…
صدر گفت:
اینکه شغل شما فوتبال باشه معنیش این نیست که از فوتبال لذت میبرین…
بعد گفت که اگر در برخی شرایط، برخی داوران در برخی بازیهای سیاسی، تقلب میکنند، نباید طوری صحبت شود که انگار قاعده اصلی فوتبال این است. فردوسیپور هم این ایده را مطرح کرد که اگر چنین قاعدهای همیشگی و جهانشمول بود، فوتبال اساسا نمیتوانست اینهمه طرفدار و هوادار در سراسر دنیا داشته باشد.
بعد از آن کارشناس داوری هم کوتاه آمد و گفت که خودش هم اشتباهات غیرعمد داشته… آن موقع هنوز VAR وجود نداشت.
عکس حمیدرضا صدر را از footballi.net برداشتم. روحش شاد.
پیشنهاد میکنم اینها رو هم بخونین:




