پیرنگ قرمز

نمایش بداهه و فیلم خانه پدری : پریدن اپیزودیک به آینده در برنامه ریزی سناریو محور

در نمایش بداهه و فیلم خانه پدری یک تکنیک مشترک هست که معتقدم به ارتقای برنامه ریزی سناریو محور کمک میکنه. اسمش را گذاشتم پریدن اپیزودیک به آینده.

قصد داشتم با اشاره به تکنیک مشترکی که در نمایش بداهه و فیلم خانه پدری، در پاییز امسال دیدم، مطلبی درباره برنامه ریزی سناریو محور بنویسم. درست بعد از دیدن فیلم خانه پدری در سینما، اکرانش متوقف شد و فکر کردم شاید توضیح در موردش، موضوعیت پیدا نکنه. بعدا متوجه شدم با کمی حذف، ممکنه دوباره پخش بشه.

به هر حال، چیزی که می‌خوام بنویسم، خیلی ربطی به اینکه فیلم خانه پدری و نمایش بداهه را دیده باشید نداره.

درباره نمایش بداهه

در پاییز ۹۸، این نمایش در تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد. انقدر نقدهای عجیب و غریب درباره این نمایش نوشته شده که الان از عوامل و بازیگرانش می‌گذرم.

نمایش بداهه در ۵ اپیزود طراحی شده بود. ساختار نمایش و پیرنگ و درونمایه از قبل مشخص بود، اما تصمیم‌گیری درباره جزئیات گفت‌وگوها و تجهیزات صحنه و نحوه ایجاد موقعیت دراماتیک، به عهده بازیگران گذاشته شده بود.

قرار بود فراز و نشیب‌های زندگی مشترک یک زوج – به صورت عمومی – به نمایش درآورده بشه. برای این منظور، ظاهرا از افرادی در سراسر ایران خواسته بودند که مسئله‌ای مناقشه‌برانگیز را در حد یک پاراگراف به عنوان یک چالش برای یک مرحله خاص از زندگی، بنویسند… کارگردان پیش از شروع هر اپیزود، اون پاراگراف را برای زوج هنری می‌خوند، و اون‌ها یک دقیقه فرصت داشتند با اجزای محدودی که برای طراحی صحنه داشتند، یک موقعیت دراماتیک پیرامون مسئله و چالش مطرح شده ایجاد کنند و پنج دقیقه به صورت بداهه، دیالوگ بگن.

خط سیر این ۵ اپیزود از قبل تعیین شده بوده و در آخر هم تماشاچی متوجه می‌شد که این ۵ زوج، همه انگار سنین مختلف همان اولین زوج هستند…

این را داشته باشیم،

درباره فیلم خانه پدری

باز فیلم خانه پدری انقدر نقدهای عجیب درباره‌اش نوشته شده که در این مورد هم از کیفیات هنری و عواملش می‌گذرم.

فیلم خانه پدری سال‌ها قبل ساخته شده بوده، اما هم‌زمان با این نمایش روی پرده رفت. جالب اینکه بداهه هم قبلا اجرا شده بوده، اما من هر دو را پشت سر هم دیدم!

فیلم خانه پدری هم در ۴ اپیزود، سعی کرده بود یک درونمایه تکراری را در یک پیرنگ اصلی از ابتدا تا انتهای فیلم به نمایش بگذاره. زنان یک خانواده به مرور زمان به این نتیجه رسیدند که نباید بابت حفظ آبرو و ترس از مردان قلدر خانواده، نسبت به جنایتی که در خانه پدری‌شون اتفاق افتاده سکوت کنند و آخر هم می‌بینیم که یه طوری پایان داستان را به ابتداش ربط داده‌اند.

حالا:

تکنیک مشترک برای برنامه ریزی سناریو محور

بارها در تدوین سناریوی ورود به بازار یا تدوین طرح توجیهی کسب‌وکار یا همون بیزینس‌پلن، دیدم که افراد، یک ایده را می‌پرورانند، بدون اینکه روشن کنند آخرش چطوری باید کارفرما یا خودشون در طی زمان و پس از گذشت سال‌ها موفق بمونند!

فرض کنیم طرف می‌خواد برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار فرهنگی سناریوی خلاق بنویسه. مهمتر از اینکه این کسب‌وکار چه جزئیاتی از نظر محتوا و فرم داره، اینه که ده سال دیگه، و بیست سال دیگه و همین‌طور دورتر، آیا قراره هنوز وجود داشته باشه، یا این یک ایده برای یک کسب‌وکار کوتاه‌مدت در حد یک پروژه است.

تکنیکی که با دیدن این دو اثر نمایشی میشه یاد گرفت اینه که در چند اپیزود، اول ببینیم تا کجا می‌تونیم ادامه موضوع تحت بررسی را هنوز تصور کنیم.

طراحی سناریوی باورپذیر از ادامه منطقی نقشه‌های شناختی

معمولا با استفاده از تکنیک نقشه‌های شناختی، چهارتا سناریو ارائه می‌کنند و این میشه برنامه‌ریزی سناریو محور ! و از اونجا که نقشه شناختی، چهار سناریوی دور از هم را ارائه کرده، خیلی وقت‌ها بالاخره یکی از این چهار سناریو یا نزدیک به یکی از این سناریوها اتفاق می‌افته… ولی باز هم استراتژی مشخص و مدونی برای اقدام ارائه نشده بوده!

کاری که میشه کرد، اینه که برای هر کدوم از سناریوها، اپیزودهایی با جزئیات زیاد برای بازه‌های زمانی یکسان پیش‌بینی بشه. اون وقته که در اغلب مواقع خواهیم دید همه چهار سناریو را به یک اندازه نمی‌تونیم در آینده پیش ببریم؛ چون تعداد و تاثیر مولفه‌های ابهام‌برانگیزشون با هم برابر نیست و لااقل یکیشون انقدر دور از ذهن هست که راحت نمیشه دونست در فواصل زمانی دورتر چه اتفاقاتی خواهد افتاد…

پریدن اپیزودیک به آینده : تکنیکی برای برنامه ریزی سناریو محور

بارها و بارها دیدم که سناریو دادند، اتفاق نیفتاده و بعد گفتند که پیچیدگی و ابهام محیط کسب‌وکار ما زیاده و از این داستان‌ها…

پیشنهاد می‌کنم با طراحی اپیزودیک سناریوهاتون در پیش‌بینی حالت‌های ممکن و برنامه ریزی سناریو محور راهکارهای روشن‌تری برای خودتون و کارفرما طراحی کنید. این‌طوری میشه که معمولا حداقل یکی از سناریوهایی که پیشنهاد میدهید باید استراتژی خروج باشه. به این معنی که ابهام‌های محیط را طوری پیش‌بینی کنید که اگر طرف موفق نشد، لااقل موفقیت‌آمیز و با حداقل مخاطرات از بازی بیرون بیاد.