سالهاست که با فارسی شدگی کلماتی که فکر میکنیم غیرفارسی هستند سر و کار دارم. مثلا واژه یا عبارت عربی را به کار میبرم، اما مخاطب عرب زبانم متوجه منظورم نمیشه.

حالا این همه زبون چرا عربی را مثال زدم؟
چون همیشه در ویرایش و ترجمه و نوشتن گزارشهایی مثل پایان نامه و اینجور کارها، با گیرهایی مواجه میشم که این عبارتی که به کار بردی، عربی است!
خوشبختانه فرانسوی و انگلیسی را خیلی زود همه تشخیص میدند و کمتر به کار میبرند. در حدی که همین تازگی درباره اینکه یک نویسنده اجازه داره از کلمه کنترل استفاده کنه یا نه، بحث بود. ولی به عربی که میرسیم، تقریبا بیشتر ساختارهای واژگانمون به نظر عربی میاد. اما به تجربه دیدم که ماجرا اونقدر هم که به نظر میاد بغرنج نیست.
عبارات خارجی که در زبان ما هستند فارسی شدند؛ اکثرشون.

در فارسی شدگی چی مینویسم؟
خیلی وقت‌ها معادل‌هایی که برای کلمات پیشنهاد میشه، فقط ابهام را بیشتر میکنه! به دو دلیل:
۱- این کلمه‌ای که فکر می‌کردیم باید ترجمه بشه، با این نحوی که در ساختار جملات فارسی استفاده می‌شد، عملا فارسی شده بود،
۲- این معادلی که پیشنهاد شده، یاد چیزهای دیگری میندازه، نه اون معنی تخصصی که مورد نظر بوده.

پروانه های نارنجی تهران، اسمشان شهریار است، نه جایشان!

چند بار در یک دو ماه اخیر فکر کردم چه درخت پر شکوفه‌ای، بعد متوجه شدم شکوفه‌ها، پروانه‌های نارنجی هستند... در خبرها نوشته پروانه‌های نارنجی به جنوب تهران هجوم آوردند. بعد که می‌گردی، در مورد مهاجرت پروانه‌های شهریار مطلب پیدا می‌کنی و درست عکس‌های همین نوع پروانه را می‌بینی. ولی منظور از شهریار، شهر شهریار در نزدیکی تهران نیست! این گونه از پروانه ظاهرا اسمش شهریاره. درواقع اسمشون ترجمه شده از کلمه مونارک! 

ادامه خواندن

نشانک ضعیف در آینده پژوهی به جای سیگنال ضعیف پیشنهاد شده!

شاید نشانک ضعیف در آینده پژوهی به جای سیگنال استفاده بشه و طوری هم نباشه. خود ما هم برای پاس کردن امتحان آینده پژوهی ازش استفاده کردیم! اما بعید میدونم نشانک را بشه جای دیگه هم راحت استفاده کرد. آیا میشه مثلا گفت نشانکهای رادیویی؟

ادامه خواندن
بستن منو