داستان شاید اولین چیزیه که باهاش آموزش داده میشیم. البته شاید. نمیدونم.

به هر حال چه اولین باشه چه نه، خیلی در به خاطر سپردن مفاهیم، موثره.

دوست داشتم خیلی پیشتر از اینها فرصتی به خودم میدادم تا هر داستانی که میخونم را با نگاه خودم تعریف کنم. این یعنی جای داستانهای زیادی در نوشته های این برچسب خالی خواهند بود.

در فرصت محدودی که برای معرفی داستان میتونم داشته باشم، سعی میکنم یک پیرنگ جذاب از یک داستان جذاب را انتخاب کنم و با محوریت همون، چند خطی بنویسم.

از طاس که بر ماس! – درباره کتاب بی‌موها بی‌دقت‌اند

کارگران یه کارخونه یه آقای طاسی را در خیابون میبینند، چند روز بعد همون آقا را در کارخونه میبینند و بعدش خبر بدی میشنوند که ربطش میدند به اون فرد طاس. مشخص نیست نقش اون آقای طاس در تغییرات کارخونه چیه، ولی کارگرها معتقدند اگر نمیدیدنش، اوضاع به هم نمیریخت.

ادامه خواندن

درباره فیلم متری شش و نیم

از اسم فیلم ممکنه در درجه اول یاد قیمت ملک و زمین بیفتید، اما اشاره ای که در فیلم به این عبارت میشه، هیچ ربطی به اینها نداره. ظرافت فیلمنامه و مهارت سعید روستایی در ساخت فیلم، باعث میشه که بعد از هر اتفاق متوجه بشید که داستان حالاها ادامه داره و باید منتظر بالا و پایینهای زیادی بود.

ادامه خواندن

نمایش سقراط به کارگردانی حمید رضا نعمتی و یک مقدار نقاشی داوید

سقراط نقاشی داوید بسیار پرحرارته، اما سقراط نمایش بسیار خونسرده؛ خونسردی که شاید فقط در بازی فرهاد آییش میشد متبلور بشه. ولی هر دوی این سقراطها، سقراطی هستند که تلاش کرده اخلاق را احیا کنه...

ادامه خواندن

هشام مطر و انتخاب راهی برای پیدا کردن پدرش – درباره کتاب بازگشت

اگه یکی شاه و سفیر و مامور فلان سازمان یا بازیگر و ورزشکار و فلان نویسنده معروف نیست، چرا باید اتوبیوگرافی بنویسه؟! چون باباش در زندان گم شده! هشام مطر برای آزاد کردن فامیلش کمپینهایی را راه انداخت و نهایتا موفق شد اونها را آزاد کنه. شاید نیروی پیشران و انگیزاننده، پیدا کردن پدرش بود. شاید همه را آزاد کرد تا یک نفر را پیدا کنه. اما به نظر میرسه آخرش خیلی هم راضی نیست...

ادامه خواندن
بستن منو