محمود دولت آبادی در رویداد یک فنجان چای کتابفروشی چهل کلاغ
  • چه شکلیه،
  • صداش چه جوریه،
  • چه طوری میشینه،
  • چندتا سیگار میکشه،
  • نظرش راجع به جامعه مخاطبش چیه،
  • جمله‌بندی و حرکتاش چطوریه و راجع به نحوه کارکردنش چی میگه…

محمود دولت آبادی سه‌بعدی

محمود دولت آبادی را در اردیبهشت نود و هشت، یک روز شنبه نزدیک افطار، در رویداد یک فنجان چای کتابفروشی چهل کلاغ، در مجتمع ارگ تجریش دیدم. جالبه که برای کمپین کلاس شیشه ای به مهربانی، چند بار تا ارگ رفته بودم، اما کتابفروشی را با فاصله یک راهرو ندیده بودم!

چهل پنجاه نفر مخاطب سه‌بعدی

وقتی یک تعدادی آدم که اکثرا سرپا ایستادند تا ببینند چی میگی را از نزدیک میبینی، احتمالا باید خیلی به سوالاتی که میکنند فکر کنی:

  • استاد نظر شما درباره عشق چیه؟
  • از پست‌مدرنیسم چقدر در کارهاتون استفاده کردید؟
  • من اول راه نویسندگی هستم. چطوری شروع کنم؟
  • من در رشته ادبیات، استاد دانشگاهم و دانشجوهام همه میدونند که دو ساله دنبال شما میگردم. میتونید به من کمک کنید تا نویسندگان ایرانی را برای نوبل کاندیدا کنیم؟
  • کدام کلاس بریم؟
  • درباره زیور بگین.
  • چرا دستتون را چسب زدید؟
  • شبها مینویسید یا روزها؟

دغدغه نویسنده در خلق اثر بعدی

شاید این رویدادها را برگزار میکنند که به این نوع سوالها، به صورت شفاهی جواب بدهند و خلاص! وگرنه فکر کنید طرف بخواد بنویسه، فکر کنه چطوری از پست‌مدرنیسم استفاده کنم یا چطوری درباره عشق بنویسم که دیگه ازم نپرسند…

نوشته را کامل خواندید؟

خوشحال می‌شم امتیاز بدهید:

متأسفم که این نوشته را نپسندیدید!

لطفا کمک کنید تا نوشته را بهبود بدهم.

بستن منو