از طاس که بر ماس! – درباره کتاب بی‌موها بی‌دقت‌اند

خبرگزاری ایبنا برای توصیف کتاب بی‌موها بی‌دقت‌اند لازم دونسته بنویسه که تبلیغ کاشت مو نیست. خیلی خوشم اومد از توجهشون. لازم دونستم من هم بی‌نصیب نمونم: «از طاس که بر ماس». و اتفاقا به نظرم این اسم بامسماتری هم هست.

چرا میگم از طاس که بر ماس

کارگران یه کارخونه یه آقای طاسی را در خیابون میبینند، چند روز بعد همون آقا را در کارخونه میبینند و بعدش خبر بدی میشنوند که ربطش میدند به اون فرد طاس. مشخص نیست نقش اون آقای طاس در تغییرات کارخونه چیه، ولی کارگرها معتقدند اگر نمیدیدنش، اوضاع به هم نمیریخت.

عملا کارگرها یه چیزی را به یه چیز دیگه ربط دادند که نه میتونی بگی بی‌ربطه، نه میتونی ربطش را بگی. یه جورایی فکر کنم با مفهوم نشانک ضعیف آشنا بودند، چون استدلالشون در همون حده! نویسنده هم به نظر نمیرسه حق را به هیچ کدوم از دو طرف داده باشه.

بی‌موها بی‌دقت‌اند

بی‌موها بی‌دقت‌اند اسم یک مجموعه داستان از نویسنده های مختلفه که نشر حکمت کلمه در نمایشگاه کتاب امسال منتشر کرد. داستانها را مریم الماسی از مجله نیویورکر گردآوری و ترجمه کرده.

  • کجایی؟ – جویس کارول اوتس
  • گونی – بری یورگرو
  • وقتی باد شمال شیون میکرد – یو هوآ
  • فرض کنیم… – لینور گورالیک
  • به هیچ چیزی از اینجا نیاز ندارم – لسلو کراسناهورکایی
  • بی موها بی دقت اند – کالین برت
  • مرد نسوز – توماس پیرس
  • مردگانم – پیتر اورنر
  • به خود جوانترم – کورا فریزر
  • غارباد – هاروکی موراکامی

طبعا اینها که نوشتم اسم داستانها و مقابل هر کدوم، اسم نویسنده است!

اگر نمیخوای اذیت کنی کجایی؟

دیدین پیرهایی را که سمعک نمیذارند چون معتقدند لازم ندارند؟ حتی پروفسور تورنسل در ماجراهای تن‌تن هم همینطور بود. یعنی این مسئله بین‌المللیه. داستان کجایی هم روی همین موضوع پیش میره.

مرد نسوز، یه نسخه بیمه‌ای از داستان فارنهایت ۴۵۱

این داستان شباهت زیادی داره به داستان فارنهایت. فارنهایت فیلم سینمایی خیلی معروفی هم داره. قدیمی هم هست. بنابراین شاید از همون داستان الهام گرفته باشه. مرد نسوز، داستان مامور یک شرکت بیمه است که فقط اشیا را بیمه میکنه و مامورانش اجازه ندارند به آدمها کمک کنند!

وقتی باد شمال شیون میکرد ولی ما به شخصیت اصلی داستان میخندیدیم!

به نظرم وقتی باد شمال شیون می‌کرد بهترین داستان این کتابه. یه بابایی ناخواسته پسرخوانده یه پیرزن عزادار میشه…! من یو هوآ را نمیشناسم اما این داستان کوتاهش، طنز موقعیت خیلی جذابی داره.

خلاصه

از طاس که بر ماس!

نوشته را کامل خواندید؟

خوشحال می‌شم امتیاز بدهید:

متأسفم که این نوشته را نپسندیدید!

لطفا کمک کنید تا نوشته را بهبود بدهم.

بستن منو