بازی نبرد جنسیت حالتی را توضیح میده که یک زوج، برای اینکه بتونند اوقات فراقتشون را با هم بگذرونند، مجبور میشن با هم توافق کنند. مثلا پسر دوست داره فوتبال تماشا کنه، هم‌زمان دختر می‌خواد یه برنامه دیگه را ببینه. حالت‌های مختلفی پیش میاد تا یکی به نفع دیگری کوتاه بیاد.

ولی عموما در توضیح این بازی، حالت‌های سوءاستفاده را هم مطرح می‌کنند؛ خصوصا وقتی که بازی به نحوی پویا برقرار باشه که یکی از طرفین، قبل از دیگری امکان تصمیم‌گرفتن داشته باشه. این باعث میشه که طرف مقابل برای ادامه همکاری و ادامه ارتباط، بر اساس اقدام طرف مقابل تصمیم بگیره و اقدام کنه…

نبرد جنسیت یا نبرد تمدن‌ها؟

طبعا تقلیل دادن چنین رقابتی به نبرد جنسیت و دعوای زن و شوهر و نساختن خانواده عروس و داماد، ساده‌انگارانه است. بسیاری از مذاکرات سیاسی کشورها برای تصمیم‌گیری مسالمت‌آمیز درباره یک موضوع استراتژیک را هم میشه مصداق همین دونست.

چرا؟ چون همین‌که با اولین مخالفت و اولین رقابت، با هم نمی‌جنگند، نشون میده – صرف نظر از علت – ترجیح میدن که با هم توافق کنند و فعالیت‌های اقتصادی را به کمک هم انجام بدهند.

انواع مثال میشه برای توافق در چنین مواردی بیان کرد. ولی چه حالت‌هایی این بازی را سخت و فرسایشی می‌کنه؟

نبرد جنسیت با اطلاعات نابرابر

فرض کنیم یکی از طرفین نسبت به دیگری اطلاعات بیشتری از شرایط آینده داره.

مثلا در روزی که پسر منتظر فوتباله، رویداد مهمی وجود داره که باعث خواهد شد فوتبال را پخش نکنند. اگر دختر این را بدونه، جلوتر می‌تونه بپذیره که فوتبال را ببینند، و بعد ساعتش که رسید، بگه «ای بابا! حالا که فوتبال نشون نداد، پس بزنیم اون یکی کانال، و هی برگردیم روی همین کانال ببینیم شروع میشه یا نه…»

حالا فرض کنیم در این فاصله، پسر هم متوجه شده که در اون شب، فوتبال را نشون نخواهند داد؛ ولی به روی خودش نمیاره و منتظر میشه تا ساعتش برسه و حدس میزنه که دختره از این موقعیت، استفاده خواهد کرد و برنامه مورد علاقه خودش را خواهد دید. حالا سه‌تا انتخاب داره:

  • به روی خودش نیاره و بذاره همون چیزی که دختر می‌خواد اتفاق بیفته…
  • وقتی ساعت فوتبال رسید، به بهانه اینکه قبلا اون زمان را رزرو کرده بوده، به نفع خودش برنامه دیگری را جایگزین کنه…
  • زودتر به دختر بگه که قراره فوتبال را پخش نکنند تا از اعتبار فوتبال دیدنش خرج نکنه و بتونه یه باری که فوتبال هست، واقعا بشینه و تماشا کنه.

باز هم میشه نوشت، ولی یه مثال عمومی دیگه هم برای این حالت مطرح می‌کنند:

اطلاعات نابرابر و دسترسی نداشتن به طرف مقابل

حالا فرض کنیم هیچ کدوم از طرفین، قصد امتیاز گرفتن از دیگری را ندارند ولی الان پیش هم نیستند و به هم دسترسی ندارند و نمی‌دونند طرف مقابل چه تصمیمی خواهد گرفت.

فرض کنیم پسر میخواد بلیط یکی از دو فیلم را بگیره، ولی تلفن قطع شده و پسر مطمئن نیست بالاخره کدوم فیلم را بگیره. می‌دونه که هر کدوم را بگیره، دختر برای اینکه با هم باشن، مخالفتی نخواهد کرد. منتها فیلمی که دختر ترجیح میده، بلیط‌های باقی‌مونده‌اش در جاهای راحتی نیستند و اگر دختر این را می‌دونست، فیلم دیگه را انتخاب می‌کرد… پسر باید بلیط کدوم فیلم را بگیره؟

در حالت تئوریک، اگر دیگه امکان تماس وجود نمی‌داشت، دختر در ساعت مقرر، احتمالا می‌رفت به سینمایی که فیلم مورد علاقه پسر را نشون میده، چون حدس میزد که پسر، اون را انتخاب کرده. در مقابل، پسر می‌رفت به سینمایی که فیلم مورد علاقه دختر را نشون میده، چون حدس میزد که دختر فکر می‌کنه پسره برای ابراز محبت، بلیط اون فیلم را براش می‌گیره!

تعداد تکرار به عنوان عامل تاثیرگذار بر تصمیم‌گیری

نهایتا چیزی که باعث میشه دو طرف با هم توافق کنند یا اینکه به نفع همدیگه کنار بکشند، اینه که این بازی چند دور دیگه ادامه خواهد داشت؟ طبعا اگر طرفین به فکر حفظ رابطه مسالمت‌آمیز در بلندمدت باشند، طوری بازی خواهند که همه امتیازها به نفع خودشون جمع نشه.

به این ترتیب، در بازی‌های تکرارشونده نبرد جنسیت ، معمولا برنامه‌ریزی و تعیین رژیم معین برای استفاده از منابع – که می‌تونه زمان، مکان، امکانات، پول و امثال این‌ها باشه – ضرورت پیدا می‌کنه.

توافق در حضور تماشاچی

رقابت در حضور تماشاچی در اینکه طرفین چه طور با هم توافق کنند یا اینکه چند دور دیگه بازی را ادامه بدهند، بسیار موثره.

فرض کنیم پسر ترجیح میده زور بگه. بعدا دختر به دوستاشون نمیگه؟ خانواده چی میگن؟ این کار در جامعه چه تصویری ازشون ایجاد میکنه؟

کاری به روابط بین‌المللی ندارم، چون به سواد و تجربه من این چیزا نمی‌خوره. ولی قاعدتا اکثر مواقعی که به جای جنگ، دو تا کشور با هم توافق کنند، احتمالا متاثر از وجود نهادها و رسانه‌های بین‌المللیه. چون هر دو طرف می‌دونند که رسانه‌ها بعدا دنبال مقصر خواهند گشت. بنابراین تا جایی که جا داره احتمالا از هم امتیاز می‌گیرند، اما آخرش با هم توافق می‌کنند تا وجهه یک کشور متمدن را از خودشون نشون بدهند.

برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می‌کنم با کتاب درآمدی تصویری بر نظریه بازی آشنا بشید.