نظریه بازی: بازی شاهین و قمری در حضور تماشاچی – برای شما رقابت بهتره یا فرار؟!

اگر با بازی شاهین و قمری در حضور تماشاچی آشنایی ندارید، حتما این مقاله را تا پایان بخوانید.

بازی شاهین و قمری

انگلیسیش اینه: Hawk-Dove Game

بازی شاهین و قمری را بازی شاهین و فاخته هم ترجمه کردند. چون فاخته و قُمری، هر دو، از خانواده کبوتر هستند.

بازی شاهین و قمری کمک می‌کنه پیش‌بینی کنیم بهتره رقابت کنیم یا بهتره کوتاه بیایم! البته یه وجه دیگرش اینه که ما کاری که صلاح می‌دونیم را انجام بدهیم و فقط پیش‌بینی کنیم که طرف مقابل احتمالا چه تصمیمی خواهد گرفت. به هر حال اخلاقی بودن تصمیمی که ما می‌گیریم، کاملا بستگی به خودمون داره.

آدم‌ها در رقابت، یا مثل شاهین می‌جنگند، یا مثل قُمری فرار می‌کنند. بنابراین اگر فرض کنیم که یک غذا وجود داره که دو تا رقیب می‌خواهند بر سرش با هم بجنگند، چهار حالت پیش میاد:

  • هر دو شاهین باشند،
  • هر دو قمری باشند،
  • اولی شاهین و دومی قمری باشه،
  • اولی قمری و دومی شاهین باشه.

حالت ۱ از ۴: رقابت شاهین با قمری

اونی که حمله می‌کنه، یعنی شاهین، باعث می‌شه اونی که دل کوچیک داره، یعنی قُمری، فرار کنه. بنابراین اصلا دعوایی صورت نمی‌گیره. یکی عربده می‌کشه، اون یکی هم دَر می‌ره. به همین سادگی. بنابراین شاهین صاحب تمام غذا می‌شه. به قمری هم هیچ‌چی نمی‌رسه.

حالت ۲ از ۴: رقابت قمری با شاهین

این هم مثل قبلی اگر قمری بدونه که خودش توان مبارزه نداره، و بدونه که طرف مقابلش شاهینه، طبیعتا باهاش نمی‌جنگه. اما اگر از قمری بودن خودش خبر نداشته باشه یا رقیبش گولش بزنه، ممکنه بجنگه و در این صورت حتما شکست می‌خوره. به قمری هیچ‌چی نمی‌رسه و شاهین به راحتی همه غذا را به دست میاره.

چرا قمری انتخاب می‌کنه که فرار کنه؟

چون لااقل پر و بال خودش را از دست شاهین نجات می‌ده. به این ترتیب چیزی گیرش نمیاد، ولی هزینه هم نمی‌کنه. در واقع با فرارش فقط از سود ضرر می‌کنه. اینکه قمری به موقع متوجه بشه که قمریه و طرف مقابلش شاهینه، باعث می‌شه نابود نشه.

حالت ۳ از ۴: رقابت شاهین با شاهین

هر دو شاهین در نگاه اول شانس برابر دارند. ولی چون هر دو تهاجمی هستند، به هم آسیب می‌رسونند. نهایتا یکی برنده می‌شه. اما ارزش چیزی که نصیبش می‌شه، کمتر از غذا است. چون مقداری هم آسیب دیده. یعنی چیزی که می‌بره اینه: غذا، منهای هزینه آسیب‌دیدگی. بعضی وقت‌ها هم این‌طور پیش‌بینی می‌کنند که هر کدومشون مقداری از غذا را می‌برند، منهای آسیبی که دیده‌اند.

حالت ۴ از ۴: رقابت قمری با قمری

باز هر دو شانس برابر دارند. ممکنه با هم یه نزاع مختصری داشته باشند و یه کمی با هم سر و کلّه بزنند، ولی نهایتا وقتی هر دو متوجه بشند که قمری هستند و جیگر تیکه‌پاره کردن هم را ندارند، غذا را با هم تقسیم می‌کنند. بنابراین به هر کدومشون بخشی از غذا می‌رسه. معمولا هم مقداری که به هر کدوم می‌رسه را برابر پیش‌بینی می‌کنند تا راحت‌تر بشه مدل‌سازی کرد.


مدل‌سازی ریاضی بازی شاهین و قمری

برای پیش‌بینی اینکه بهتره رقابت کنند یا فرار، معمولا یه جدول دو در دو می‌کشند که نمونه‌اش را در این لینک دانشگاه استنفورد می‌تونید ببینید. چهارتا خونه می‌شه که همین حالت‌های بالاست. عدد ۰ یعنی قمری چیزی نمی‌بره، عدد مثلا ۱۰ یعنی شاهین همه را می‌بره. حالا این ۱۰، می‌تونه هر عددی باشه. بستگی داره کلا سر چه مقداری دعواست.

رقابت با هزینه زیاد

مقدار هزینه آسیب را هم یک عددی می‌گیرند. فرض کنیم هزینه جدی باشه، به حدی که از نصف ارزش غذا هم بیشتر باشه. مثلا هزینه برابر ۶ واحد باشه. بنابراین غذایی که هر شاهین در جنگ با شاهین دیگه به دست میاره، حداکثر میشه ۱۰ منهای ۶، برابر با ۴!

این نشون می‌ده که اگه هر دو شاهین، به جای قلدری، مثل قمری رفتار کنند و غذا را با هم نصف کنند، لااقل به هر کدومشون ۵ واحد غذا می‌رسه. در حالی که اگر بجنگند، به یکی ۴ واحد و به دیگری ۰ واحد می‌رسه!

رقابت با هزینه کم

اگر هزینه رقابت، ۳ واحد باشه، برای شاهین می‌ارزه که بجنگه. چون اگر با هم قسمت کنند، به هر کدوم ۵ واحد می‌رسه، ولی اگر بجنگه، حتی اگر با شاهین رو‌به‌رو باشه، ممکنه ۷ واحد نصیبش بشه…

اهمیت محاسبه توان مبارزه

صرف نظر از اینکه رقیب ما رقابت خواهد کرد یا کنار خواهد کشید، یه سوال اساسی همیشه مطرحه: ما خودمون توان رقابت داریم یا نه؟

به همین دلیل، این یکی از مدل‌سازی‌های نظریه بازیه که تصمیم بهینه را لزوما به تصمیم حریف وابسته نمی‌کنه. ما خودمون پیش از انتخاب درگیری یا فرار، می‌تونیم پیش‌بینی کنیم که الان با امکانات موجود، وقت مناسبی برای پذیرفتن ریسک مبارزه هست یا نه.


بازی شاهین و قمری در حضور تماشاچی

فرض کنیم:

  • ۱- محاسبه کردیم که توان رقابتی کمی داریم.
  • ۲- هزینه رقابت کمه.
  • ۳- تماشاچی‌هایی شاهد این هستند که وارد رقابت می‌شیم یا نه.

می‌بینید؟ فرض سوم کاملا بازی را تغییر می‌ده. به حدی که معتقدم دلیل اصلی شکست استارتاپ‌ها همینه.

برگردیم به مثال رقابت با هزینه کم

اگر رقابت کنیم، و حریف فرار کنه، ۱۰ واحد گیر می‌آریم. اگر حریف هم مبارزه کنه، شانس داریم که ۷ واحد برنده بشیم. اگر پیشنهاد بدهیم که تقسیم کنیم، فقط ۵ واحد نصیبمون می‌شه. اگر هم شکست بخوریم، هیچ‌چی عایدمون نمی‌شه.

حالا فرض کردیم که توان رقابتمون کمه. اگرچه هزینه رقابت، فقط ۳ واحده، اما احتمال شکست خوردنمون زیاده. رقبایی هم هستند که دارند می‌بینند ما وارد مبارزه می‌شیم یا نه. حالا اگر عرصه را خالی بذاریم، علاوه بر اینکه چیزی نمی‌بریم، برچسب ترسو هم می‌خوریم!

تبدیل بازی شاهین و قمری به بازی مبارز و ترسو

وقتی به عنوان ترسو شناخته بشیم، احتمالا رقیب بعدی هم که سراغ ما بیاد، مثل شاهین رفتار خواهد کرد. با تمام توان میاد که رقابت کنه… و این چرخه برای ما همین‌طور معیوب ادامه خواهد یافت.

در مقابل، طرف ما که با هیبتش ما را از گردونه رقابت فراری داده، احتمال اینکه بلافاصله باهاش مبارزه کنند، کم می‌شه. یعنی لااقل رقبایی که به توان مبارزه خودشون مطمئن نیستند، با صبر و تأمل بیشتری بهش نزدیک می‌شند. و برخلاف ما، چرخه شانس براش به حرکت درمیاد…


جمع‌بندی

تمام مواردی که یکی یک راهی را شروع می‌کنه و کوتاه نمیاد، ناشی از این هستند که طرف می‌دونه اگر کنار بکشه، حریف قدرتمندش دیگه براش تره هم خورد نخواهد کرد. چه موضوع، موضوع سیاسی-اجتماعی باشه، چه کاملا کسب‌وکاری. ولی نکته اساسی اینه که قبل از رقابت، توان خودمون را برای رقابت بدونیم و از کوچک‌ترین نشانه ضعف خودمون هم باخبر باشیم تا بتونیم به موقع، مناسب‌ترین استراتژی خروج را پیش‌بینی و اجرا کنیم.

معمولا اگر توان و شرایط رقابت را داشته باشیم، به دلایل متعدد ممکنه تصمیم بگیریم دایره همتایان خودمون را گسترش بدهیم. به این صورت که رقبای ضعیف‌تر را در قالب اتحادیه و انجمن و زیرمجموعه و ساب‌برند و کارمند و … جمع می‌کنیم تا دورمون شلوغ بشه. به این ترتیب نه تنها هرینه‌ای برای رقابت نمی‌کنیم، بلکه خودمون را توسعه می‌دیم.

خلاصه اینکه این بازی شاهین و قمری یک مدل مفهومی بسیار محدود از انواع انتخاب‌ها و تصمیم‌هایی هست که ممکنه یک انسان خردمند در رقابت با حریفانش بگیره. یکی از تکنیک‌هایی که می‌تونه به کیفیت پیش‌بینی‌ها کمک کنه، برنامه‌ریزی بر پایه سناریو است. اگر مسائلی مثل چشم‌انداز و رسالت معنوی و اخلاق و انواع دیگر نظریه‌بازی را با این مدل ترکیب کنیم، تازه شاید به پیش‌بینی رفتار حریف یا انتخاب تصمیم مناسب نزدیک بشیم.